رفتن به محتوا
مقالات5 دقیقه مطالعه

رمضان باکور: زندگی، زبان و هنر

نویسنده‌ی کُرد رمضان باکور در یادداشتی شخصی از مسیر چند دهه‌ای خود در دفاع از زبان کردی، موانع پیش‌روی هنر و ادبیات کردی در باکور، و تجربه‌ی نگارش رمان «اِنفالا ژیانه» می‌نویسد.

هم‌رسانی
رمضان باکور: زندگی، زبان و هنر

Rastinewsمسیر من در آرمان زبان، راهی طولانی و پرفراز و نشیب بوده است. بیش از پانزده سال است که دفاع از زبان را هدف خود قرار داده‌ام. دفاع از زبان یک روی ماجراست؛ نوشتن نیز بخشی از کار هنر است. هنر در زندگی هر انسانی وجود دارد؛ زندگی بدون هنر وجود ندارد. هر کس به موسیقی گوش می‌دهد، هر کس شعر می‌خواند و از شنیدن آن لذت می‌برد. هر کس برای ادبیات ارزش قائل است، هر کس فیلم تماشا می‌کند، اما گفته می‌شود هنر شغل و ممر درآمد نیست. آدم دلش می‌خواهد از هر کسی این را بپرسد: کاری که در زندگی هر انسانی حضور دارد و بر زندگی هر کس تأثیر می‌گذارد، چرا نباید ممر درآمد باشد؟

از دوران باستان تا امروز، آثار ادبی و هنری تأثیری بسیار بزرگ بر ملت‌ها و انسان‌ها گذاشته‌اند. بهترین نمونه، وضعیت کشورهای اروپایی است. اروپا پس از رنسانس، اصلاحات دینی و انقلاب فرانسه به کانون تمدن جهان بدل شد. نویسندگان اروپایی با آثار فلسفی و فکری خود، اندیشه‌ی انسان‌ها را دگرگون کردند و تمدن‌ها بر پایه‌ی همین دگرگونی ذهنی بنا شدند. پیش از رنسانس و اصلاحات دینی، در کشورهای اروپایی همان خشونت و افراط‌گرایی شدیدی حاکم بود که امروز در خاورمیانه دیده می‌شود. ملت‌های اروپایی زیر فشار تعصبات مذهبی، از انسانیت دور افتاده بودند و جنگ، هرج‌ومرج و افراط‌گرایی خشن میانشان رواج داشت. اما امروز اروپا کانون تمدن جهان است.

آثار هنری همچون موسیقی، تئاتر، سینما و ادبیات، تأثیری بسیار عمیق بر روان انسان دارند. این تأثیر، تأثیری مثبت و آرامش‌بخش است و از نظر روانی انسان را آرام و شادکام می‌کند و او را به سوی صلح و تفکر سوق می‌دهد. فرهنگ یک ملت با تلاش و کوشش هنرمندان و اندیشمندان حفظ شده و پیشرفت کرده است. در گذشته، در میان ملت ما کُردها، هنرمندان و اندیشمندان جایگاه و ارزشی بیش از امروز داشتند. جامعه و حاکمان آن دوران، همچون امیران منطقه، از آنان حمایت می‌کردند و معیشت‌شان عمدتاً بر دوش جامعه و حاکمان محلی بود. حفظ فرهنگ و دگرگونی اندیشه همواره حاصل تلاش اندیشمندان و هنرمندان بوده است. اما در جهان، بسیاری از اندیشمندان و هنرمندان در فقر زیسته‌اند و در فقر نیز از دنیا رفته‌اند.

 هنرمندان و اندیشمندان ملت‌هایی که صاحب دولت‌اند، از امکانات و منابع برخوردارند، چرا که دولت با نهادهای زبان، فرهنگ، آموزش و  مراکز هنری از آنان حمایت می‌کند. اما هنرمندان و اندیشمندان ملتی مثل ما کُردها، بدون هیچ پشتیبانی، نمی‌توانند با آرامش و آزادی کار خود را انجام دهند و همواره با فشار و ستمی  سنگین روبه‌رو می‌شوند. وقتی اندیشمندان و هنرمندان ما اثری خلق می‌کنند، بسیار خوشحال می‌شوند، اما بلافاصله زیر سایه‌ی ترس از بازجویی و فشار قرار می‌گیرند.  آنان نه‌تنها با دشواری خلق اثر دست‌به‌گریبان‌اند، بلکه همیشه زیر فشار و ستم دولت‌های اشغالگر بوده‌اند. اشغالگران سرزمین ما تا سال‌های اخیر مانع فعالیت‌های هنری و فکری می‌شدند. بسیاری از هنرمندان و اندیشمندان ما ناچار بودند کار خود را خارج از کشور انجام دهند.

تا امروز بسیاری از هنرمندان و ادیبان کُرد کار خود را خارج از کشور انجام داده‌اند، اما برخی از رشته‌های هنری مانند تئاتر و سینما اگر در میان خود مردم انجام نشوند، پیشرفت نمی‌کنند. به همین دلیل، متأسفانه به‌ویژه در باکور، تئاتر و سینما در میان مردم ما رشد نکرده است. تلاش‌هایی بوده و هست، اما آن‌ها نیز نه به زبان کردی، بلکه به زبان اشغالگر انجام شده‌اند. از سوی دیگر، بیشتر آثار هنرمندان کُرد هرگز به عرصه‌ی بین‌المللی راه نیافته و در سطح داخلی باقی مانده‌اند. اما می‌دانیم که زبان، فرهنگ و هنر یک ملت، هویت آن ملت است. هر ملتی برای معرفی خود، از طریق آثار زبانی، فرهنگی و هنری وارد عرصه‌ی بین‌المللی می‌شود. هنرمندان و اندیشمندان در عرصه‌ی بین‌المللی نماینده‌ی ملت خود می‌شوند.

تا سال ۲۰۰۰ میلادی، برای نزدیک به یک قرن، در باکور کردستان مانع فرهنگ، هنر و ادبیات کردی می‌شدند. سال‌ها بود که خود را برای کار ادبی آماده می‌کردم، اما هیچ امکانی وجود نداشت. پس از سال ۲۰۰۰، همچنان زیر فشار، اندک امکاناتی فراهم شد. در همان زمان بود که کار آماده‌سازی و گردآوری مطالب را آغاز کردم و نوشتن نخستین رمان خود را شروع کردم. رمانم را نوشته بودم، اما برای چاپ آن با مشکلاتی روبه‌رو بودم. سرانجام در سال ۲۰۱۴ رمانم با عنوان «اِنفالا ژیانه» به چاپ رسید. در آن زمان، در باکور کردستان هر کتابی که می‌خواست چاپ شود باید از نظر وزارت فرهنگ می‌گذشت و سپس وزارت فرهنگ به ناشر مجوز می‌داد. حتی در همان دوره نیز موانعی ایجاد می‌شد. به همین دلیل به وزارت فرهنگ بدگمان بودم و با خود می‌گفتم شاید مانع چاپ رمانم شود.

 در دوران انفال، در سال‌های ۱۹۸۶ و ۱۹۸۷ به باشور کردستان رفتم. اوضاع را با چشم خود دیدم و اطلاعات و یادداشت‌های  واقعی و زنده‌ای از آن دوران نزد خود ثبت و ضبط کرده بودم. رفت‌وآمد در مرز و مناطق پرخطر میان باکور و باشور و ارتباط میان مردم شمال و جنوب کردستان را از نزدیک دیده بودم. دیده بودم که چگونه اقتصاد باکور و باشور به یکدیگر وابسته بود. با نیروهای پیشمرگه نشسته و درباره‌ی موضوعات گوناگون با جزئیات گفت‌وگو کرده بودم. با جغرافیای منطقه‌ی بادینان آشنا شده و مهمان بسیاری از خانواده‌ها شده بودم. اما این اطلاعات و یادداشت‌ها را تنها پس از ۲۷ سال در قالب رمان منتشر کردم. همین تلاش‌های آن دوران نشان می‌دهد نوشتن به زبان کردی با چه موانع و فشارهایی روبه‌رو بود. پس از انتشار رمانم با عنوان «اِنفالا ژیانه»، دیگر هرگز نوشتن به زبان کردی را کنار نگذاشتم.

بار دیگر تأکید می‌کنم: زبان، فرهنگ و هنر ما، عزت و هویت ماست. ادبیات و اندیشه‌ی ما چراغ راه آینده‌ی ماست. هرچند فشار و ستم وجود داشته باشد، هرچند ممنوعیت و مانع وجود داشته باشد، لازم است از خود دست نکشیم و با اراده و غیرت، تلاش خود را ادامه دهیم. نویسندگان کلاسیک ما همراه با هم‌عصران خود کار خود را با موفقیت به انجام رساندند و ما نیز باید همراه با هم‌عصران خود، کار خود را با موفقیت ادامه دهیم.

دیدگاه‌های این نوشته از آنِ نویسنده است؛ ممکن است با سیاست تحریریهٔ Rastinews همسو باشد یا نباشد. Rastinews سکویی آزاد و گشوده به دیدگاه‌های گوناگون است.

هم‌رسانی

دیدگاه‌ها

دیدگاه بنویسید

بیشتر بخوانید

    رمضان باکور: زندگی، زبان و هنر — Rastinews