رفتن به محتوا
رویدادها34 دقیقه مطالعه

ایلهام احمد: ترکیه طرف مستقیم مسئله کرد است؛ درها باز شود

ایلهام احمد، عضو مجلس سوریه که پس از ادغام نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد) در ارتش این کشور به پارلمان راه یافت، برای نخستین‌بار با پرچم سوریه پشت سرش با رسانه‌های ترکیه گفت‌وگو کرد. او در نخستین مصاحبه خود با سه روزنامه‌نگار ترکیه‌ای گفت به دیدار با آنکارا و ایمرالی امیدوار است و قرارگرفتن نامش در فهرست تحت تعقیب را بی‌عدالتی دانست.

هم‌رسانی
ایلهام احمد: ترکیه طرف مستقیم مسئله کرد است؛ درها باز شود

Rastinewsایلهام احمد که پس از تکمیل روند ادغام قسد در ارتش سوریه به مجلس این کشور راه یافت، گفت‌وگوی مفصلی با سه روزنامه‌نگار ترکیه‌ای انجام داد. او در این گفت‌وگو با نزاهت دوغان از روزنامه «یِنی یاشام»، بانو گوون از «ایلکه تی‌وی» و عرفان آکتان از «تعاونی رسانه‌ای اسپات» درباره دوران جدید سوریه، جایگاه قانون اساسی کردها، آموزش به زبان کردی، آینده یگان‌های مدافع زنان (YPJ)، نقش عبدالله اوجالان در این روند و روابط با ترکیه سخن گفت.

در سخنان احمد، خواست برقراری تماس مستقیم با ترکیه برجسته بود. او با بیان اینکه «به باز شدن درها و انجام دیدارها امیدواریم»، گفت خود و مظلوم عبدی از احتمال سفر به ترکیه و دیدار با اوجالان در ایمرالی استقبال می‌کنند. احمد که به قرارگرفتن نامش در فهرست تروریستی ترکیه نیز اعتراض دارد، گفت: «من در سرزمین و کشور خودم سیاست کرده‌ام. برای حقوق مردمم مبارزه کرده‌ام. به همین دلیل قرار گرفتن در فهرست تروریستی بی‌عدالتی بزرگی است.» او همچنین تأکید کرد که در سوریه با ادغام قسد در ارتش، «مبارزه مسلحانه به مبارزه سیاسی» تبدیل شده و مبارزه اصلی از این پس، تضمین حقوق کردها در قانون اساسی جدید خواهد بود.

گفت‌وگوی نزاهت دوغان از روزنامه یِنی یاشام

اعلام تکمیل روند ادغام در ۲۵ اوت، از سویی بحث‌های متفاوتی را نیز به همراه آورد. مرحله‌ای که با توافق ۲۹ ژانویه آغاز شد، در عمل چگونه پیش رفت و اکنون چگونه پیش می‌رود؟

پیش از هر چیز، توافق ۲۹ ژانویه زمینه مهمی برای برقراری آتش‌بس پایدار به‌منظور حل مسئله کرد و دموکراتیک‌سازی سوریه فراهم کرد. پس از آن، بر پایه مفاد این توافق، گام‌هایی در مسیر ادغام برداشته شد. پیوستن نیروهای قسد به‌صورت گردان‌های مستقل به ارتش سوریه مرحله مهمی بود. ثبت‌نام نیروهای انتظامی برای پیوستن به نیروهای امنیت داخلی نیز آغاز شد و همچنان ادامه دارد. روند ادغام نهادها و سازمان‌های اداره خودگردان در نهادهای دولتی هم هنوز جریان دارد. شمار قابل‌توجهی هستند که نامشان به دولت اعلام شده اما ثبت آن‌ها هنوز انجام نشده است. پس از این گام‌ها و اجرای عملی در میدان، در آخرین نشست با دمشق اعلام شد که ادغام تکمیل شده و نیروهای قسد اکنون به‌طور رسمی بخشی از ارتش‌اند و دیگر مانند گذشته به‌عنوان نیرویی مستقل در منطقه حضور ندارند. این گام مهمی برای گذار به مرحله سیاسی بود.

روند ادغام خیلی سریع پیش رفت یا این شتاب، نتیجه دیپلماسی پشت‌پرده‌ای بود که از پیش در جریان بود؟

نه، بازه‌ای که برای ادغام تعیین شده بود از این هم کوتاه‌تر بود؛ یک ماه. اما وقتی وارد عمل و میدان شدیم، با دشواری‌هایی روبه‌رو شدیم.

چه نوع دشواری‌هایی؟

سازوکار ارتباط و ثبت نام‌ها با کندی پیش رفت. باید بر سر اینکه چه کسی مسئول کدام نهاد باشد به توافق مشترک می‌رسیدیم. در چنین موضوعاتی مذاکره لازم بود، چون برخی نام‌ها را ما پیشنهاد می‌دادیم و برخی را آن‌ها. به همین دلیل درست پیش‌بردن ادغام کمی زمان برد.

در ترکیه هم به‌نوعی با فرآیندی مشابه روبه‌رو هستیم؛ از یک‌سو روند ادغام و تأیید و شناسایی، از سوی دیگر روند سیاست دموکراتیک و کارکرد مجلس. آیا تحولات سوریه بر تحولات ترکیه هم اثر خواهد گذاشت؟ یا برعکس، پیشرفت در ترکیه بر سوریه تأثیر می‌گذارد؟ میان این دو چه پیوندی وجود دارد؟

هر بخش ویژگی‌های خاص خودش را دارد. دولت ترکیه با دولت سوریه تفاوت‌های خودش را دارد، اما در نگاه به مسئله کرد نقاط مشترک بسیاری وجود دارد. ترکیه همیشه حساسیت‌های خودش را درباره مسئله کرد در اولویت قرار داده است؛ اینکه با چه روشی حل شود، کردها چه سطحی از حقوق داشته باشند و حقوق قانون اساسی‌شان چگونه تعریف شود. به همین دلیل، ترکیه روند حل مسئله کرد در سوریه را هم از نزدیک دنبال می‌کند. بنابراین گفتن اینکه این دو روند به‌موازات هم پیش می‌روند، بی‌راه نیست.

چطور به تصمیم محدودسازی آموزش به زبان مادری به سه ساعت رسیدید؟ چرا خواسته آموزش به زبان مادری به این شکل نتیجه داد؟

انتظار ما این بود که زبان کردی، زبان آموزش و تحصیل باشد. اما با فرمانی که صادر شد، زبان کردی نه به‌عنوان زبان رسمی دولت، بلکه به‌عنوان یک زبان ملی به رسمیت شناخته شد.

زبان ملی یعنی چه؟

یعنی می‌توانند در چارچوب فرهنگی خود را بیان کنند. اما در حوزه آموزش هم در رده زبان‌های اختیاری قرار می‌گیرد؛ به‌عنوان زبانی که مایه غنابخشی دیده می‌شود. این برای کردها شناسایی کافی نبود. تغییراتی صورت گرفت و وارد برنامه درسی رسمی شد، اما با اجرایی که در نظر گرفته شده، کردها از کلاس اول می‌توانند سه ساعت به زبان خودشان درس بخوانند؛ آن‌هم همان‌طور که گفتم به‌صورت درسی اختیاری. این در مقایسه با دستاوردهای پیشین ما ناکافی است. در واقع بیش از آنکه دستاورد باشد، این یک حق است؛ حقی طبیعی. دولت کنونی تا حدی به تغییر باز بود، اما تغییری که تاکنون انجام شده به همین اندازه محدود مانده. در همه نشست‌هایمان گفته‌ایم که مسئله زبان نباید این‌گونه بماند، هرچند ممکن است در آینده تغییراتی رخ دهد. بر اساس تصمیم گرفته‌شده، نه‌فقط سه ساعت، بلکه چهار درس دیگر هم به کردی خوانده خواهد شد؛ نخست درس فعالیت، و همچنین تاریخ، فلسفه و جغرافیا که امسال به کردی تدریس می‌شوند. این کتاب‌های درسی ملی که به عربی هستند به کردی ترجمه و در مدارس تدریس خواهند شد. اما برای اجرای آن با مشکلات زمان، ترجمه و عملی روبه‌رو هستیم. مردم ما به این تصمیم معترض‌اند؛ می‌گویند شایسته چنین سطحی از آموزش زبانشان نیستند و خواستار آن‌اند که زبان آموزش و تحصیل به‌طور کامل کردی باشد.

روژاوا در ساختار خاص و خودگردان خود، همراه با مؤلفه‌های مختلف جامعه و زنان، نظامی دموکراتیک بنا کرده بود. با نگاه به واکنش‌های جامعه و مردم کرد، انتقادهایی مطرح است مبنی بر اینکه با محدود شدن زبان کردی، دستاوردهای ۱۱ ساله در حال پس‌رفتن است. چه چیزی به دست آمده؟ پیش‌رو چه دارید؟

ما ادعا نمی‌کنیم که تمام حقوقمان را به دست آورده‌ایم؛ اما نمی‌توان گفت همه‌چیز را هم از دست داده‌ایم. امروز بسیار پرسیده می‌شود چه به دست آورده‌ایم. پیش از هر چیز باید زندگی مردممان در صلح و دوری از درگیری را دستاورد بزرگی بدانیم. صلح باید زیر سایه قانون اساسی تحقق یابد. صلح فقط این نیست که در سرزمین خودمان با آسودگی زندگی کنیم؛ اگر با قانون اساسی تضمین نشود، پایدار نخواهد ماند. ما می‌خواهیم دور از جنگ، مسائلمان را از راه گفت‌وگو حل کنیم. این بسیار مهم است.

کمی به عقب برگردیم. با نگاه به حملاتی که پس از توافق ۱۰ مارس متوجه کردها شد — شیخ‌مقصود، اشرفیه و دیگر مناطق — آیا این هم بخشی از یک طرح بین‌المللی بود؟ آیا این حملات، اتحاد ملی کردها و یکپارچگی مردم را بر هم زد؟

در توافق ۱۰ مارس، قدرت‌های بین‌المللی هم حضور داشتند؛ به‌ویژه آمریکا در این توافق نقش داشت و تأثیرگذار بود. این ائتلاف در واقع مانع از این شد که کردها دوباره به سمت جنگ رانده شوند. توافق ۱۰ مارس جلوی رفتن به‌سوی جنگی گسترده‌تر را گرفت. پس از توافق هم باز تلاش‌هایی صورت گرفت؛ حملاتی که متوجه شیخ‌مقصود شد، بار دیگر تلاشی برای کشاندن ما به چنین جنگ گسترده‌ای بود. اکنون پس از این همه جنگ و این همه از دست‌دادن عزیزان، وقت آن رسیده بود که خودمان را بیشتر در حوزه سیاست، قانون و قانون اساسی عمیق کنیم. باید مبارزه‌مان را به این سمت تغییر می‌دادیم. همین ما را به این نتیجه رساند که برای آینده دموکراتیک سوریه هم باید مبارزه سیاسی مهمی را پیش ببریم.

در سوریه هنوز قانون اساسی برجای‌مانده از دوران اسد حاکم است و روند قانون اساسی جدیدی در پیش است. حضور شما در دوره جدید در پارلمان، برای حقوق کردها چه معنایی دارد؟

ورود به درون دولت و بخشی از آن شدن، گامی مهم است. پیش از این هم ۱۲ کرد عضو پارلمان سوریه بودند؛ برخی از راه انتخابات و برخی با انتصاب وارد پارلمان شدند. این هم گام بسیار مهمی است. این وضعیت امکان گفت‌وگوی نزدیک‌تر، چگونگی ساختن زندگی مشترک و نیز چگونگی تعریف کردها در قانون اساسی را فراهم می‌کند. حضور در نهادهای دولتی از این نظر اهمیت دارد. در چنین روند حساسی، صفحه تازه‌ای برای گام‌نهادن به‌سوی زندگی سیاسی گشوده شده است. ما این‌گونه آن را تعریف می‌کنیم.

عبدالله اوجالان، رهبر کرد، می‌گوید هم در منطقه تلاش برای ایجاد درگیری میان عرب و کرد و هم در ترکیه تلاش برای ایجاد درگیری میان ترک و کرد وجود دارد. آیا امروز این خطرها برطرف شده است؟ ثبات در سوریه چگونه تأمین می‌شود؟

ثبات سوریه بسیار مهم است و می‌بینیم که اهمیت داده می‌شود تا سوریه بار دیگر به جنگ کشیده نشود. اما در داخل، تضادها، نگاه شوونیستی و زبان نفرت هنوز وجود دارد. طرف‌هایی هستند که این احساسات شوونیستی را دامن می‌زنند. زبانی که در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به کار می‌رود همچنان بسیار تند است و این زمینه تحریک دائمی ایجاد می‌کند. در برابر آن، قانون دولت، اقتدار و نهادینه‌شدن اهمیت زیادی دارد؛ واکنش جامعه در برابر این زبان نفرت هم اهمیت دارد و باید اصلاح شود. اگر دولت سوریه بر دولت‌بودن پافشاری دارد، باید این عواملی که جامعه سوریه را تحریک می‌کنند در دستور کار قرار دهد تا از جنگ‌ها و درگیری‌های احتمالی جدید جلوگیری شود.

پس پیش‌رویتان خط مبارزه‌ای دشوار است؟ کردها سال‌ها هویتی بدون دولت و بدون جایگاه رسمی بودند؛ امروز درون دولت خواستار برابری‌اند. امروز زبان کردی برای اولین‌بار در تاریخ سوریه وارد برنامه درسی شده است. راه‌یافتن کردها به درون سازوکار دولت چه معنایی دارد؟

شهروند آزاد بودن در دولت سوریه موضوع مهمی است. تا امروز کردها همواره از دولت دور نگه داشته شدند و به بیرون از جامعه سوریه رانده شدند. اکنون پذیرفته شده که کردها موجودیتی مستقل با هویت، زبان و فرهنگ خاص خود دارند؛ حتی بافت اجتماعی متفاوتشان هم پذیرفته شده است. اما در برابر این سطح از پذیرش، مقاومتی هم برای عقب‌راندن دوباره کردها وجود دارد؛ صداهایی که کم هم نیستند. در اینجا نخست باید در قوانین، جامعه سوریه با همه رنگ‌هایش — شهروندان کرد، عرب، آشوری، ترکمن و ارمنی — برابر شناخته شود. همه باید از جایگاه و حقوق یکسان برخوردار باشند. این باید هم در جامعه جا بیفتد و هم در قوانین پذیرفته شود تا نگاه تحقیرآمیز نسبت به کردها از میان برود. البته نه‌فقط کردها، بلکه سایر مؤلفه‌ها هم همین‌طور. فرهنگ و زبان کردها متفاوت است، پس بر همین اساس حقوقی هم دارند.

این حقوق کدام‌اند؟

همان‌طور که یک عرب می‌تواند به زبان خودش درس بخواند، یک کرد هم باید بتواند. با این توجیه که سوریه یک دولت واحد است، انکار و سرکوب سایر هویت‌ها درست نیست. وجود زبان و فرهنگ کردها دولت سوریه را تجزیه نمی‌کند، برعکس آن را قوی‌تر می‌کند. چطور قوی‌تر می‌کند؟ وقتی یک کرد سوری بگوید کرد است، و این را از صمیم قلب، با ایمان و با اطمینان بگوید، این هم جامعه سوریه و هم دولت سوریه را تقویت می‌کند. اینکه شهروندان با اطمینان کامل این را فریاد بزنند بسیار مهم است و پذیرفتن آن اهمیت زیادی دارد. به‌جای آنکه این حقوق را نوعی منت بدانیم یا هر بار مجبور شویم آن را با فشار به کرسی بنشانیم، باید خود دولت بگوید: «همان‌طور که این حق یک عرب است، حق تو هم هست و می‌توانی از آن استفاده کنی.» این از سر برآوردن دوباره جنگ، تجزیه جامعه و فروپاشی دوباره دولت جلوگیری می‌کند.

در فرمان‌ها و اظهارات پیشین دولت دمشق، این ارزیابی مطرح می‌شد که زبان و حقوق کردها به رسمیت شناخته خواهد شد. امروز این بحث مطرح است که چرا عقب‌نشینی شده و پرسش‌هایی درباره آن وجود دارد. آیا راه‌حل اینجا با حل مسئله کرد در ترکیه پیوند دارد؟ ترکیه چه نقشی ایفا می‌کند؟

ترکیه در سوریه نقش و نفوذ دارد. می‌دانیم که گام‌هایی که تاکنون برداشته شده از نزدیک از سوی ترکیه دنبال می‌شود. هم‌زمان در خود ترکیه هم چنین روندی در جریان است؛ در باکور هم روند صلحی وجود دارد و پیش می‌رود. جامعه سوریه و کردهای ساکن سوریه ویژگی‌های خاص خود را دارند؛ شباهت‌هایی هست، اما نمی‌توان گفت کاملاً یکسان‌اند. به همین دلیل، به‌جای آنکه پیوسته سطح راه‌حل‌ها را با هم مقایسه کنیم یا بگوییم هرچه اینجا رخ داد باید عیناً آنجا هم رخ دهد، در سوریه به روندی نیاز است که جلوی تحریکات را بگیرد و راه را برای سیاست دموکراتیک باز کند. ترکیه این را دنبال می‌کند و گام‌به‌گام با آن پیش می‌رود. ترکیه هنوز خودش را درباره چگونگی حل مسئله کرد قانع نکرده است.

ترکیه چگونه قانع نشده؟

این‌طور بگویم: نگاه ترکیه این است که کردها می‌توانند بدون آنکه فرهنگ و زبانشان در قانون اساسی گنجانده شود، آن را به کار ببرند و با آن زندگی کنند؛ لزومی به گنجاندنش در قانون اساسی نیست. اما ما امیدواریم این نگاه تغییر کند، چون هر موضوعی که در قانون و قانون اساسی جای نگیرد امکان دارد دوباره به جنگ بینجامد. اما اگر قانونی شود، دیگر هیچ نیازی به اسلحه نمی‌ماند؛ حتی وجودش هم دیگر خطر تلقی می‌شود. از این نظر مسائل قانون اساسی و قانون اهمیت دارند. نکته دیگر رنگ راه‌حل است: متمرکز باشد یا نه؟ سوریه اکنون به‌سوی تمرکزگرایی می‌رود. حتی اگر از ادلب هم بپرسید، می‌گوید تمرکز بیش‌ازحد خوب نیست؛ در استان‌های دیگر هم همین دیدگاه وجود دارد. بی‌شک ما از یک مرحله گذار عبور می‌کنیم، اما اگر در نهایت به استان‌ها ابتکار عمل برای سازمان‌دهی زندگی خودشان داده نشود و همه‌چیز متمرکز بماند، در جایی از سوریه کسانی سر برخواهند آورد و خواهند گفت این‌گونه پیش نمی‌رود. این به مشکلاتی می‌انجامد، راه دوباره جنگ‌ها باز می‌شود و تحریکات شکل می‌گیرد. برای ساختن سوریه جدید باید بی‌هراس بحث کرد. اگر قرار نیست تمرکزگرا باشد، باید بتوان درباره‌اش بحث کرد. این‌ها موضوعات قانون اساسی‌اند و وقتی در دستور کار قرار گیرند، بحث‌های جدی هم درباره‌شان شکل خواهد گرفت.

آیا کردها از هر نظر عنصر جدایی‌ناپذیر خاورمیانه‌اند؟

این وضعیتی است که پیش چشم همه است. جامعه کرد جامعه‌ای بسیار غنی، سازمان‌یافته، قدرتمند و گشوده به تغییر و دموکراسی است. به همین دلیل، در تحولات منطقه، نقش جامعه کرد در این تحولات کاملاً محسوس است. حضور کردها، سازمان‌یافتگی‌شان و این نیروی پویا، هرگاه برای آزادی و دموکراسی به حرکت درآید، تأثیر بسیار قدرتمندی می‌گذارد.

در ارزیابی‌های عبدالله اوجالان، رهبر کرد، تأکید بسیار زیادی بر اتحاد ملی کردها به‌عنوان پیش‌شرط بازیگری قدرتمند آنان دیده می‌شود. اهمیت اتحاد ملی کرد در چیست؟

هر بخش ویژگی‌های خاص خودش را دارد، چون هر دولت سیاست کردی خاص خودش را دارد و قوانین خودش را هم دارد. البته در هر بخش، کردها حقوق خاص خودشان را دارند و نمی‌توان میان این حقوق تفاوت گذاشت. اما در این وضعیت پرآشوب، اتحاد کردها با درنظرگرفتن ویژگی هر بخش اهمیت دارد. از نظر به‌دست‌آوردن حقوق و دفاع از خود، اتحاد ملی برای کردها اهمیت بسیاری دارد. اگر روندی در باکور در جریان است، پشتیبانی اتحاد ملی کرد از آن بسیار بسیار مهم است. برای نمونه، وقتی مقام‌های باشور پیامی مثبت درباره روند صلح می‌دهند، دولت هم آن را می‌شنود. همچنین وقتی مشکلی پیش می‌آید، موضع‌گیری‌ها و اظهاراتی که مطرح می‌شود تأثیرگذار است. به‌طورکلی، در حل مسئله، اتحاد کردها اهمیت بسیار زیادی دارد.

در دوره پیش‌رو، ایلهام احمد نماینده پارلمان خواهد بود؟ مسئولیت روابط خارجی به او سپرده می‌شود؟ در کدام کمیسیون خواهد بود؟ این‌ها روشن شده‌اند؟

هنوز به‌طور رسمی اعلامیه‌ای درباره حوزه کاری من صادر نشده است. اینکه در کدام کمیسیون پارلمان قرار بگیرم تا حدی به خودمان بستگی دارد. اما دو کمیسیون مهم وجود دارد: یکی کمیسیون روابط خارجی و دیگری کمیسیون تدوین قانون اساسی. همه کمیسیون‌ها بی‌شک مهم‌اند، اما این دو، حوزه‌هایی هستند که می‌توان فعال‌تر در آن‌ها کار کرد. جدای از این، برای آینده باید قوانین این کشور تدوین شوند. هرچند این پارلمان، پارلمان دوره گذار است، تصویب قانون اساسی‌ای که در این دوره تدوین می‌شود اهمیت دارد؛ توجه به قوانینی که تصویب می‌شوند هم مهم است. نقشی به همین اندازه مهم دارد.

آیا دیپلماسی‌ای هم در راستای حقوق قانون اساسی و حقوق زبانی کردها در جریان است؟

بله، تضمین آموزش به زبان مادری را قانون اساسی و پارلمان فراهم خواهد کرد. جدای از این، اینکه زنان در این کشور چه نقشی ایفا خواهند کرد و از چه حقوقی برخوردار خواهند شد هم در حوزه گسترده کار پارلمان خواهد بود.

در دمشق تصویری منتشر شد که شما هم در آن حضور داشتید. با نگاه به سوریه‌ای که زنان در آن حضور نداشتند، اکنون چه تغییری می‌تواند از منظر زنان رخ دهد؟

تاریخی از سوریه وجود دارد که در آن زنان در مبارزه سازمان‌یافته حضور داشته‌اند. نهادها و جنبش‌های زنانه بسیاری شکل گرفته‌اند؛ برخی با پشتیبانی سازمان ملل، برخی با پشتیبانی سازمان‌های جامعه مدنی و برخی هم به‌طور مستقل. زنان سوری آگاهی خاص خود را دارند. اما نظام هنوز درهایش را به‌روی مشارکت زنان نگشوده است. در شمال‌شرق سوریه تجربه‌ای غنی وجود دارد. از این پس هم زنان می‌توانند در آینده سوریه نقشی مهم ایفا کنند؛ البته این نیازمند مبارزه است.

در ترکیه یکی از موضوعات مطرح در این روند اخیر همین پرسش است: آیا ایلهام احمد و مظلوم عبدی می‌توانند با آنکارا و عبدالله اوجالان دیدار کنند؟

ما امیدواریم این دیدار انجام شود. این موضوع را با اداره دمشق هم در میان گذاشته‌ایم. اگر این دیدارها هم برای گسترش روابط، هم برای گفت‌وگو درباره حل مسائل باقی‌مانده و هم برای اینکه چطور می‌توانیم از روند باکور پشتیبانی کنیم انجام شود، خوب خواهد بود. اما تا امروز چیزی روشن نشده است.

آیا در دوره پیش‌رو ممکن است روند سریع‌تر پیش برود؟

زمان بسیار مهم است. مهم است که از زمان به‌درستی استفاده شود و گام‌های شجاعانه و اطمینان‌بخش سریع برداشته شوند. همان‌طور که دولت ترکیه تا امروز گام برداشته، امیدواریم از این پس با شجاعت بیشتری گام‌های باقی‌مانده را هم بردارد و به‌سوی راه‌حل پیش برود. همان‌طور که در سوریه به‌سوی راه‌حل رفته شد، امیدواریم همان راه‌حل، همان گام‌ها و حتی گام‌های بهتر آنجا هم برداشته شود. حل مسائل زنان بسیار مهم است. دموکراتیزاسیون بسیار مهم است. امیدهای ما بسیار بزرگ است. به قدرت زنان ایمان داریم. به قدرت جوامع ایمان داریم. باور دارم در نظام دولتی جدید، زندگی مشترک را خواهیم بافت.

گفت‌وگوی بانو گوون از ایلکه تی‌وی

«دوره مبارزه‌ای تازه آغاز می‌شود»

بانو گوون: کردهای سوری از نظر تاریخی در چه نقطه عطفی قرار دارند؟

ایلهام احمد: مبارزه‌ای که در روژاوا و شمال سوریه ادامه داشت، به مرحله‌ای تازه رسیده است. مبارزه مسلحانه و مقاومت مسلحانه به مرحله سیاسی گذر کرده‌اند. به‌ویژه با اعلام تکمیل ادغام در دمشق و انحلال قسد، مبارزه به حوزه سیاست منتقل شده است. این دورانی سنگین و دشوار است. از نظر گنجاندن حقوق کردها در قانون اساسی هم دوره مبارزه‌ای تازه آغاز می‌شود.

بانو گوون: البته اگر همین امروز تصویری از وضعیت بگیریم، برای کردهای روژاوا در مقایسه با اهدافشان کاستی‌های بزرگی دیده می‌شود. از توضیحات شما این‌طور برمی‌آید که این تصویر امروز ثابت نمی‌ماند، اما بگذارید از کاستی‌ها صحبت کنیم. شاید یکی از مهم‌ترینشان مسئله آموزش به زبان مادری کردی باشد. در روژاوا نظامی برای این کار وجود داشت، اما اکنون می‌بینیم در آموزش ابتدایی گفته می‌شود سه ساعت درس می‌تواند اختیاری باشد، به‌علاوه یک ساعت درس عملی؛ فرمولی مثل سه به‌علاوه یک. در دوره متوسطه هم فرمول دیگری هست. دقیقاً چه چیزی در نظر گرفته شده؟ نتیجه گفت‌وگوهای شما در دمشق چیست؟ در عمل چه خواهد شد؟ از این راضی هستید؟ الان درباره‌اش بحث می‌کنید؟ مشکلی در این باره هست؟ و هدفتان چیست؟

«کردها حق دارند به زبان خودشان آموزش ببینند»

ایلهام احمد: گام تازه‌ای در حوزه آموزش برداشته شده است. پیش از این، در منطقه خودگردان روژاوا آموزش به سه زبان کردی، عربی و انگلیسی ممکن بود. هدف ما این بود که هر مردمی به زبان خودش آموزش ببیند؛ همین امروز هم همین است. کردها هم یکی از مؤلفه‌های اصلی سوریه‌اند و حق دارند به زبان خودشان آموزش ببینند. آنچه اکنون بر سرش توافق کرده‌ایم، مرحله‌ای تازه است.

بانو گوون: اما آیا از نتیجه‌ای که در حال حاضر به دست آمده راضی‌اید؟ چون این محدود به روژاواست، در حالی که کردها فقط در روژاوا زندگی نمی‌کنند. آیا این نتیجه شما را ناامید کرد؟

ایلهام احمد: البته خواسته ما این نبود. در تمام گفت‌وگوها و مذاکراتمان اصرار داشتیم که زبان کردی در مدارس، زبان رسمی آموزش باشد؛ یعنی می‌خواستیم آموزش به‌طور کامل کردی باشد و برای همین مبارزه کردیم. می‌دانیم مردم ما از نتیجه‌ای که امروز به دست آمده راضی نیستند؛ خود ما هم راضی نیستیم. اما روند در حال حاضر همین‌گونه پیش می‌رود. در مدارس سه درس به‌طور رسمی به کردی ارائه خواهد شد. علاوه بر آن، چهار کتاب — فلسفه، جغرافیا، تاریخ و درس فعالیت — به کردی خوانده خواهد شد. در دوره پیش‌رو گام‌های دیگری هم در این زمینه برداشته خواهد شد. آنچه اهمیت دارد این است که کردی در نظام آموزشی و مدرسه‌ای به زبانی رسمی تبدیل شود.

بانو گوون: اما همان‌طور که از سخنانتان برمی‌آید، از این نتیجه راضی نیستید. دقیقاً خواسته شما چه بود؟ و فرمانی که از اداره دمشق صادر شده، دقیقاً چه اجرایی را در نظر دارد؟ چون در روژاوا از پیش آموزش کردی وجود داشت و این وضعیت عقب‌تر از آن است.

ایلهام احمد: بله، وضعیت امروز نقطه‌ای عقب‌تر از گذشته است. آنچه اهمیت دارد این است که کردی در نظام آموزشی و مدرسه‌ای به زبانی رسمی تبدیل شود؛ نه‌فقط زبانی غنی، بلکه زبانی رسمی. مسئله فقط این نیست که یک درس به کردی، عربی یا انگلیسی تدریس شود؛ این‌ها قابل حل‌اند. اما مشکل مهم‌تری وجود دارد. اکنون چهار درس به کردی ارائه می‌شود؛ سه ساعت آموزش زبان کردی، و تاریخ، جغرافیا، فلسفه و درس عملی هم به کردی تدریس خواهد شد. اما مشکل کجاست؟ در مدارس ما سال‌ها همه دروس به کردی تدریس می‌شد؛ همه کتاب‌های نظری به کردی بودند و کل نظام به کردی بود. دانش‌آموزی که تا پایه یازدهم و دوازدهم به کردی درس خوانده، نمی‌تواند یک‌شبه به عربی بازگردد. این مشکلی جدی است و در نظام دشواری ایجاد می‌کند. نمرات و آموزش کودکان در آینده به‌ناحق آسیب خواهد دید. مردم ما در این باره اعتراض جدی دارند و ما هم راضی نیستیم؛ اما تصمیم کنونی همین است. این هم خودش یک مشکل است.

بانو گوون: پیش‌رو تنظیمی هم درباره نظام دانشگاهی هست. گفت‌وگوها درباره جایگاه قانونی دانشگاه ادامه دارد و نظام دانشگاهی هم هنوز روشن نشده.

ایلهام احمد: نه، نظام دانشگاه‌ها هنوز روشن نشده. صحبت‌هایی هست، گفت‌وگوهایی هم در جریان است. مسئولان دانشگاه‌ها در دمشق هستند و آنجا گفت‌وگو می‌کنند. نتیجه‌اش را خواهیم دید.

بانو گوون: در دوره متوسطه سه درس، سه ساعت درس کردی وجود دارد که ظاهراً آن را هم اختیاری کرده‌اند، درست است؟ یک ساعت هم درس فعالیت کردی می‌شود؛ یعنی سه به‌علاوه یک. بعد گفتید در متوسطه فلسفه و تاریخ هم هست — بله، تاریخ و جغرافیا. این‌ها هم در همان قالب سه ساعت‌اند؟ یعنی در علوم اجتماعی درس به کردی ممکن می‌شود؛ آن هم اختیاری در نظر گرفته شده یا این دروس به همین شکل اجرا خواهند شد؟

ایلهام احمد: نه، آن‌ها هم اختیاری‌اند. یعنی آموزش کردی و عربی درهم‌تنیده خواهد بود؛ برخی مدارس کردی، برخی عربی. اما برای دانشگاه، تا اول سپتامبر ۲۰۲۶ هنوز تنظیمی صورت نگرفته و همچنان درباره‌اش بحث می‌شود.

بانو گوون: سال تحصیلی جدید کی آغاز می‌شود؟ بچه‌ها و دانش‌آموزان چطور مدرسه را شروع خواهند کرد؟ چون از آنچه فهمیدم، برنامه درسی هنوز آماده نیست. قرار بود شش ماه اول برای تدوین برنامه درسی وقت گذاشته شود. آیا شما شش ماه نخست، یا حتی امسال را در روژاوا مثل سابق برگزار می‌کنید؟ یعنی دیگر زمانی باقی نمانده.

ایلهام احمد: آموزش باید بین پانزدهم تا بیستم همین ماه آغاز شود. ما در واقع پیشنهاد داده بودیم که امسال هم برای انجام آماده‌سازی‌های لازم، با نظام آموزشی اداره خودگردان ادامه دهیم؛ اما وزارت‌خانه تصمیمش را گرفته بود و می‌خواست این نظام تازه را هم‌زمان در سراسر سوریه اجرا کند. بی‌شک در این زمینه مشکل وجود دارد؛ آماده‌سازی‌ها ناکافی است و دشواری‌هایی پیش خواهد آمد. دانش‌آموزان دچار بی‌عدالتی خواهند شد. در این باره به گفت‌وگو و مذاکره میان ادارات و وزارت‌خانه نیاز است.

بانو گوون: یعنی الان برنامه درسی تازه‌ای به شما داده شده که باید اجرایش کنید؟

ایلهام احمد: باید ترجمه شوند. برنامه درسی سوریه باید ترجمه شود و کتاب‌ها چاپ و در مدارس توزیع شوند.

«یگان‌های مدافع زنان (YPJ) به‌عنوان یگان ویژه عملیات، زیرمجموعه وزارت کشور خواهد شد»

بانو گوون: موضوع دیگری که بسیار بحث‌برانگیز و مهم است: سرنوشت یگان‌های مدافع زنان (YPJ) چه خواهد شد؟ گفته می‌شود این یگان در روژاوا به‌عنوان زیرمجموعه وزارت کشور فعالیت خواهد کرد. اما درباره این موضوع، YPJ در ۲۷ اوت بیانیه‌ای صادر کرد که می‌خواهم درباره‌اش هم بپرسم؛ گفته بود گفت‌وگوها ادامه دارد. روژاوا و YPJ دقیقاً چه می‌خواهند؟ پیشنهادهایی که از دمشق می‌رسد چیست؟ آیا این دو به هم می‌رسند؟

ایلهام احمد: در واقع رویکرد ما این است که YPJ، یعنی زنان، در ارتش حضور داشته باشند. نمونه‌های این کار در جهان وجود دارد و چیز تازه‌ای نیست؛ در سوریه هم اشکالی ندارد چنین چیزی رخ دهد. اما پس از ماه‌ها گفت‌وگو و مذاکره، آن‌ها با حضور زنان در ارتش موافقت نکردند. با وزارت کشور گفت‌وگو شد و دیدگاه آن‌ها از ابتدا این بود که YPJ زیرمجموعه وزارت کشور شود؛ به این شکل موجودیت خودش را حفظ خواهد کرد. در واقع YPJ نیروی امنیت داخلی نیست؛ یگان‌های ویژه زنانی بودند که پیش‌تر با تروریسم جنگیدند. اکنون به‌عنوان یگان ویژه عملیات، زیرمجموعه وزارت کشور خواهد شد؛ به‌عنوان نیرویی دفاعی با ماهیت خاص خودش، در چارچوب این وزارت‌خانه قرار می‌گیرد.

بانو گوون: پس زیرمجموعه وزارت کشور خواهد بود؟ چون در خبرهایی که به ترکیه منعکس می‌شود همیشه همین‌طور آمده.

ایلهام احمد: یگانی ویژه خواهد بود. گفت‌وگوها در همین راستا ادامه دارد.

بانو گوون: پس صحبت از یگانی است که زیرمجموعه وزارت کشور تعریف خواهد شد.

ایلهام احمد: بله، درست است. زیرمجموعه وزارت کشور فعالیت خواهد کرد.

«زنان در نهادهای تصمیم‌گیری حضور ندارند»

بانو گوون: شما به‌عنوان زنان، سیاست‌مداران زن، فرماندهان زن، در دمشق — که فکر می‌کنم به‌جز هند قباوات همه اعضای دولت مرد هستند — آیا احساس می‌کنید در سطحی برابر با آن‌ها دیده می‌شوید؟ چون شاید تا همین اواخر عادت به دیدن زنان به‌این‌شکل فعال در سیاست، مبارزه، مبارزه مسلحانه یا مبارزه با تروریسم نداشتند. می‌پرسم آیا کمی به این موضوع عادت کرده‌اند؟ می‌خواهم بدانم با چه وضعیت‌هایی روبه‌رو شده‌اید.

ایلهام احمد: به‌نظر می‌رسد در این زمینه به زمان نیاز است. بی‌شک نگاه متفاوتی به زنان وجود دارد؛ یعنی از دید آن‌ها زنان می‌توانند در برخی یگان‌ها حضور داشته باشند. وقتی خودشان هم با هم صحبت می‌کنند، می‌گویند زنان مهم‌اند و باید در مدیریت حضور داشته باشند. اما در واقعیت، زنان در نهادهای تصمیم‌گیری حضور ندارند؛ یا اگر هم دارند، بسیار نمادین است. در سازوکارهای تصمیم‌گیری اصلی، متأسفانه حضور ندارند و این کاستی بزرگی است. هرچند در برخی وزارت‌خانه‌ها و زیرمجموعه‌ها فضاهایی برای زنان باز شده، اما در مسئولیت‌های مهم حضور ندارند.

بانو گوون: این ما را به پرسش‌هایی درباره سمتی که شما بر عهده خواهید گرفت می‌رساند، اما پیش از آن می‌خواهم بپرسم: آیا حضور زنان در مجلسی که قرار است قانون اساسی را تدوین کند کافی است؟ این نسبت حتی به ده درصد هم نمی‌رسد؛ شمار زنان بسیار اندک است. در روند تدوین قانون اساسی، برای گنجاندن و تضمین جایگاه زنان در آن، به مبارزه‌ای جدی از سوی زنان نیاز است. درباره قانون اساسی هم صحبت خواهیم کرد، اما ابتدا می‌خواهم درباره سمتی بپرسم که به‌عنوان تنها نماینده زن کرد در مجلس بر عهده خواهید گرفت. در خبرها می‌بینیم که صحبت از عضویت یا مسئولیتی در کمیته روابط خارجی مجلس است. آیا تا اول سپتامبر ۲۰۲۶ در این باره روشنی حاصل شده؟ ظاهراً فرمان ریاست‌جمهوری درباره رسمی‌شدن عضویت شما هنوز صادر نشده.

«سمت من پس از صدور فرمان مشخص خواهد شد»

ایلهام احمد: نه، فرمان هنوز صادر نشده و انتظار داریم به‌زودی صادر شود. در پارلمان سه زن کرد نماینده داریم؛ یک دوست از عفرین و یکی هم از حسکه در پارلمان حضور دارند.

بانو گوون: آن‌ها کی وارد پارلمان شدند؟ فکر می‌کنم شما در ابتدا نماینده‌ای به پارلمان معرفی نکرده بودید، درست است؟ چون پارلمان کنونی، پارلمانی است که زیر نظر احمد الشرع شکل گرفته.

ایلهام احمد: انتخاباتی برگزار شد؛ انتخاباتی همراه با انتصاب. یک همکار زن از عفرین انتخاب شد؛ سه کرسی وجود دارد. در حسکه هم یک زن انتخاب شد. در مجموع در پارلمان سه زن کرد داریم.

بانو گوون: خب، آیا شما عضو کمیته روابط خارجی خواهید بود؟ وقتی از دمشق آمدید، توافقی که به شما گفته شد و امضا کردید — نمی‌دانم دست هم را هم فشردید یا نه — درباره سمت شما چه می‌گوید؟ و این سمت از این پس چه تغییری در نقش شما ایجاد خواهد کرد؟

ایلهام احمد: سمت من پس از صدور فرمان مشخص خواهد شد. کمیسیون قانون اساسی هست، کمیسیون وزارت امور خارجه هم هست؛ ممکن است هرکدام باشد. نمایندگی پارلمان سمت مهمی است؛ همه قوانینی که به جامعه سوریه مربوط می‌شوند آنجا تدوین می‌شوند. هرچند این نمایندگی از راه انتصاب حاصل شده، سمتی است که در آن می‌توان خدمات مهمی برای آینده سوریه انجام داد.

بانو گوون: خودتان می‌خواهید در کدام کمیته باشید؟ کدام برایتان اهمیت بیشتری دارد؟

ایلهام احمد: من همیشه در حوزه روابط خارجی کار کرده‌ام. اما یک نماینده می‌تواند در هر دو کمیسیون هم فعالیت کند؛ کمیسیون قانون اساسی هم بسیار مهم است، کمیسیون امور خارجه هم؛ ترجیح می‌دهم هر دو.

بانو گوون: آیا توافقی درباره حضور شما در کمیسیون قانون اساسی حاصل شده؟

ایلهام احمد: بله، چنین رویکردی وجود دارد.

بانو گوون: پس شاید در فرمان، شما را در هر دو کمیسیون ببینیم؛ این‌طور برداشت می‌کنم.

ایلهام احمد: چنین نتیجه‌ای ممکن است از فرمان بیرون بیاید. من می‌توانم هم در کمیسیون قانون اساسی و هم در کمیسیون روابط خارجی پارلمان سوریه حضور داشته باشم؛ بله، ممکن است.

بانو گوون: خب، این فرمان را کی خواهیم دید؟

ایلهام احمد: نمی‌دانم. ما هم منتظریم. رئیس‌جمهور باید این فرمان را صادر کند.

بانو گوون: چرا این‌قدر طول می‌کشد؟ در این میان گفت‌وگوی دیگری هست؟

ایلهام احمد: از آن روز تا امروز گفت‌وگویی نبوده، برای همین نمی‌دانم.

«زمان‌بندی کار روی قانون اساسی هنوز روشن نیست»

بانو گوون: خب، بحث درباره قانون اساسی کی آغاز می‌شود؟ این بسیار مهم است. آیا فکر می‌کنید از این مجلس می‌توان قانون اساسی دموکراتیکی برای سوریه بیرون آورد؟ همچنین می‌گویید نظام یا سوریه جدید باید نامی تازه داشته باشد؛ چه نامی را در نظر دارید؟ و باز هم می‌خواهم بخش نخست پرسشم را تکرار کنم: چقدر باور دارید این مجلس می‌تواند قانون اساسی دموکراتیکی بیرون دهد؟

ایلهام احمد: زمان‌بندی کار روی قانون اساسی هنوز روشن نیست. می‌دانیم کارهایی در مجلس در جریان است. پس از آنکه شمار نمایندگان تکمیل شود و کار آغاز شود، بحث‌ها هم شروع می‌شود و در دستور کار قرار می‌گیرد.

بانو گوون: از نظر شما مهم‌ترین موضوعات و دشوارترین مسیرها کدام‌اند؟ کردی تاکنون به‌عنوان یکی از زبان‌های رسمی سوریه به رسمیت شناخته نشده؛ برای نمونه جایگاه زبان کردی یا جایگاه جداگانه‌ای برای روژاوا. شاید وعده‌های مربوط به حقوق برابر شهروندی کردها شما را راضی کرده باشد، اما در کنار آن چه حوزه‌های دیگری هست که باید بهتر شوند، چه تضمین‌های دیگری می‌خواهید؟

ایلهام احمد: باور داریم که سوریه جدید باید به‌روی گام‌های دموکراتیک گشوده باشد؛ نه‌فقط در مسائل فرهنگی، بلکه در همه حوزه‌ها خواهان پیشرفت سوریه‌ایم. از نظر فرهنگی، فضایی از آزادی برای کردها فراهم شده و در این دوره گام‌هایی برداشته شده است؛ روزهای ملی کردها به‌طور قانونی به رسمیت شناخته می‌شود و جشن گرفته می‌شود، نوروز جشن گرفته می‌شود، کردها در همه‌جا می‌توانند به زبان خودشان صحبت کنند و فرهنگشان را زنده نگه دارند. اما هنوز جایگاه رسمی کردی به‌عنوان زبان آموزش در مدارس به رسمیت شناخته نشده است. جامعه سوریه جامعه‌ای بسیار رنگارنگ و غنی است؛ ترکمن‌ها هستند، آشوری‌ها هستند، سریانی‌ها هستند، ارمنی‌ها هستند؛ جامعه‌ای با رنگ‌های بسیار متفاوت. ما می‌خواهیم فضایی از آزادی در این حوزه شکل بگیرد تا همه این مردمان بتوانند به زبان خودشان بخوانند و آموزش ببینند. جدای از این، چیزی که اکنون کم است و در آینده هم اهمیت دارد، مسائل سیاسی است؛ اینکه سیاست آزادانه اجرا شود و قوانینی که تصویب می‌شوند امکان فعالیت سیاسی آزاد را برای جامعه سوریه فراهم کنند. جامعه باید بتواند سازمان‌دهی شود، در اداره کشور صاحب‌نظر باشد و روند دموکراتیکی شکل بگیرد. یعنی هنوز روشن نیست آینده سیاسی سوریه چگونه خواهد بود؛ هنوز در این کشور قانون احزاب سیاسی وجود ندارد. سوریه فقط دولت یک مردم نیست؛ در سوریه فقط عرب‌ها زندگی نمی‌کنند، مردمانی با ریشه‌های کهن‌تر هم در سوریه هستند. به‌رسمیت‌شناختن تنها یک مردم به سوریه آسیب زده و در گذشته به بحران‌ها انجامیده است؛ اکنون باید این اصلاح شود. باید پذیرفت که مردمان گوناگونی در این کشور زندگی می‌کنند. راه برای مشارکت فعال زنان در زندگی اجتماعی هم باید گشوده شود.

«از سرنوشت مفقودان اطلاعی نداریم»

بانو گوون: شما از لزوم آزادی بازداشت‌شدگان صحبت می‌کنید؛ به‌نظر می‌رسد این یکی از مواردی است که در پیشرفت گفت‌وگوهایتان با دمشق و در خواسته‌های شما جایگاه مهمی دارد. هم‌زمان درباره بازگشت به عفرین و در آخرین اظهارتان درباره سری‌کانی (رأس العین) هم گفته بودید «باید بازگشت انجام شود». الان در چه مرحله‌ای هستیم؟ از چند بازداشتی صحبت می‌کنید؟ این‌ها چه کسانی‌اند؟ و چرا هنوز بازگشت به سری‌کانی ممکن نشده؟

ایلهام احمد: سرنوشت شمار زیادی از اسیران روشن نیست؛ معلوم نیست بازداشتی‌اند یا در جنگ کشته شده‌اند. می‌دانیم نزدیک به ۵۰۰ نفر از گروه‌های مختلفی که در جریان جنگ به ارتش پیوسته بودند مفقودند.

بانو گوون: یعنی مفقودانی هست؟

ایلهام احمد: می‌دانیم ۵۰۰ نفر مفقودند. از سرنوشت آن‌ها اطلاعی نداریم.

«همه چیز از راه مذاکره پیش می‌رود»

بانو گوون: همه این‌ها از نیروهای دموکراتیک سوریه بودند یا از میان مردم عادی هم هستند؟

ایلهام احمد: غیرنظامیان هم در میان‌شان هستند؛ افرادی از گروه‌های دیگر هم هست. همه عضو قسد نبودند، غیرنظامیانی هم در میان آن‌ها هست. کسانی هستند که در سفر بازداشت شده‌اند یا در جاهای مختلف گم شده‌اند. ما نام آن‌ها را اعلام کرده‌ایم و این فهرست‌ها را داده‌ایم؛ گفت‌وگوها و تلاش‌های ما برای یافتن آن‌ها ادامه دارد. در موضوع ادغام گام‌های مهمی برداشته شده؛ هرچند نه به‌طور کامل، مردم ما در عفرین به سرزمین خود بازگشته‌اند. اما ۱۲۰۰ خانواده از دیرالزور و شهرهای دیگر در مرکز عفرین، در خانه‌های اهالی عفرین ساکن‌اند و خانه‌ها را تخلیه نمی‌کنند؛ این مشکل بزرگی است. با این حال بازگشت‌هایی رخ داده و مردم عفرین برای بازسازی با دشواری‌های زیادی روبه‌رو هستند؛ بازگشت اهالی عفرین با این‌همه گام مهمی است. در سری‌کانی هم مردم ما خواستار بازگشت به سرزمین خود بودند، اما با مشکلاتی روبه‌رو شدند.

با این‌همه، این بازگشت ادامه خواهد یافت. کسانی که از جاهای دیگر آمده‌اند باید سری‌کانی و گری سپی (تل ابیض) را تخلیه کنند؛ این موضوعات هم در دستور کار است. تکمیل ادغام به این معنا نیست که همه پرونده‌ها بسته شده‌اند؛ هنوز مسائل حل‌نشده وجود دارد. کار ادامه دارد و باید حل شوند.

بانو گوون: ادغام انجام شده، نیروهای دموکراتیک سوریه منحل شده‌اند. چون نامی برای YPJ تعیین نشده، تا امروز همچنان همان نام YPJ باقی مانده، این‌طور برداشت می‌کنم. می‌بینیم هر روز روندی با تحولات تازه است؛ برای نمونه امروز نیروهای امنیتی از دمشق، از اداره مرکزی، وارد حسکه شده‌اند و این‌ها همه گام‌های ادغام‌اند. آیا این روند خوب پیش می‌رود؟ هماهنگ پیش می‌رود؟ مردم چه می‌بینند؟ شما این را چطور تجربه می‌کنید؟

ایلهام احمد: تمام گام‌هایی که تاکنون برداشته شده، از راه گفت‌وگو و توافق بوده است. نه دولت و نه ما، هیچ‌کدام به‌تنهایی گامی برنمی‌داریم؛ همه‌چیز با مذاکره پیش می‌رود. برای نمونه وقتی مسئولان مربوط به ادغام نظامی به حسکه می‌آیند، این هم با مذاکره و توافق صورت می‌گیرد. وضعیتی که اکنون در آن هستیم، پیوستن ما به دولت است؛ ما دیگر بیرون از این دولت نخواهیم ماند. کردها اکنون درون دولت سوریه‌اند. ما داریم این را محقق می‌کنیم که این دولت نه‌فقط دولت یک مردم، بلکه دولت کردها هم باشد. مذاکرات و گفت‌وگوها بر همین اساس پیش می‌رود. به همین دلیل، آمدن مسئولان برای ادغام و آموزش، در حال حاضر امری طبیعی است.

بانو گوون: چند نفر در سوریه فاقد تابعیت سوری بودند؟ پس از این توافق‌ها چند نفر درخواست داده‌اند؟

ایلهام احمد: این دستاورد بسیار مهمی است؛ در واقع باید حقی مادرزادی باشد، اما دستاوردی مهم است که رسمی شده. پیش‌تر نزدیک به ۳۶۰ هزار نفر بدون هویت بودند. در دوران اسد، ۲۰۰ هزار نفر از آن‌ها به شرایط شهروندی رسیدند و بقیه هم درخواست دادند و ثبت‌نامشان انجام شد.

بانو گوون: جمعیت کرد سوریه را می‌توانید تخمین بزنید؟

ایلهام احمد: حدود سه میلیون نفرند؛ اما مهاجرت بسیار بزرگی رخ داده و افراد زیادی رفته‌اند.
بانو گوون: بله، بله. اما کردها فقط در سوریه یا فقط در روژاوا زندگی نمی‌کنند، درست است؟ کرد هست، عرب هست، سریانی هست؛ یعنی بسیار رنگارنگ.

«اوجالان در حل مسئله از راه گفت‌وگو نقشی مهم و تعیین‌کننده داشت»

بانو گوون: توافق‌هایی که در سوریه گام‌به‌گام به آن رسیدید — توافق هشت‌ماده‌ای، سپس توافقی گسترده‌تر و امروز اعلام ادغام و گفت‌وگوهای امروز شما — به‌نظر می‌رسد بازیگران دیگری هم در تعیین چارچوب این روند نقش داشته‌اند. یعنی از بیرون که نگاه کنیم، آینده سوریه صرفاً چیزی نیست که فقط شهروندان سوریه با گفت‌وگو تعیین کرده باشند. از ترکیه صحبت می‌کنیم، آمریکا هم درباره شما اظهارنظر می‌کند، اسرائیل هم اهدافی در ذهن دارد که چه باید بشود و چه نباید بشود... چه کسی و چگونه این روند را شکل داده؟ کمی توضیح می‌دهید؟ چون شما بی‌شک با ترکیه هم صحبت می‌کنید و روند ترکیه، با آنچه عبدالله اوجالان در نخستین گام برای حل مسئله کرد در ترکیه پیش‌بینی کرده بود، مستقل از آنچه اینجا می‌گذرد به‌نظر نمی‌رسد.

ایلهام احمد: وقتی انقلاب آغاز شد، سوریه تنها نبود؛ عوامل تأثیرگذار بر سوریه و قدرت‌های خاصی که در انقلاب سوریه دخیل بودند، وجود داشتند. در رأس آن‌ها می‌توان ایران و روسیه را نام برد؛ اکنون دیگر هیچ نفوذی از این دو کشور باقی نمانده. ترکیه هم چه در گذشته و چه اکنون نقش مهمی در سوریه دارد و می‌توانم بگویم نفوذ ترکیه در آینده سوریه تعیین‌کننده خواهد بود. کشورهای دیگر، برای نمونه آمریکا، هم نقش مهمی داشته‌اند و اکنون هم تأثیر جدی دارند. نفوذ قابل‌توجه بریتانیا را هم می‌بینیم. این‌ها قدرت‌هایی هستند که در حل مسئله سوریه نقش دارند و ما هم با آن‌ها در تعامل هستیم.

بانو گوون: کمی دایره را تنگ‌تر کنم: کسانی که می‌خواهند در آینده کردهای سوری نقش تعیین‌کننده داشته باشند... اینجا در ترکیه، پس از فراخوان عبدالله اوجالان برای خلع سلاح و انحلال پ‌ک‌ک، نگاه مقام‌های ترکیه به اینجا هم افتاد. گفتند نیروهای دموکراتیک سوریه هم باید سلاح بر زمین بگذارند؛ یعنی YPG و YPJ هم باید خلع سلاح شوند. اما مظلوم عبدی گفته بود: «اینجا جای دیگری است، اینجا سوریه است؛ این فراخوان ما را دربرنمی‌گیرد.» اما بعد روند به‌سوی ادغام رفت و شما هم ادغام را پذیرفتید. بعد هم معلوم بود پیام‌هایی رد و بدل شده. در این روند آیا توانستید مستقیماً از عبدالله اوجالان پیامی دریافت کنید؟ به‌اشتراک‌گذاشتن دیدگاه‌های او با شما چقدر تأثیرگذار بود؟ می‌دانم مقام‌های عالی‌رتبه‌ای از جمهوری ترکیه هستند که با آن‌ها گفت‌وگو کرده‌اید؛ اگر ممکن است بگویید در چه سطحی. از چه زمانی با آن‌ها گفت‌وگو می‌کنید؟ و همه این‌ها چقدر در شکل‌گیری توافقی که امروز با دمشق دارید نقش داشته؟

ایلهام احمد: این پرسش هم مهم است و هم حساس؛ موضوعی است که حدس و گمانه‌زنی‌های زیادی درباره‌اش مطرح شده. اما می‌توانم بگویم که در جریان درگیری‌های منبج، پیش از توافق ۱۰ مارس، حمله‌ای رخ داد. می‌دانیم که آقای اوجالان در متوقف‌کردن آن حمله نقش مهمی داشت. در حل این مسئله از راه گفت‌وگو، اوجالان نقشی مهم و تعیین‌کننده دارد.

بانو گوون: یعنی با شما به‌طور غیرمستقیم در ارتباط بوده؟

ایلهام احمد: چون ترکیه در مسئله سوریه بازیگر مهمی بود و درباره قسد حساسیت‌های جدی داشت؛ حساسیت‌هایش درباره خلع سلاح و انحلال قسد را همیشه روی میز می‌گذاشت. ترکیه چه در روابطش با سوریه و چه با کشورهای دیگر، همواره موضوع قسد را در اولویت قرار می‌داد.

در برقراری گفت‌وگو با دمشق، اعلام آتش‌بس و حل مسائلمان با دمشق، ترکیه نفوذ مهمی داشت؛ این در واقع با رویکرد خود ما هم هم‌خوانی داشت، چون ما هرگز نمی‌خواستیم درگیر جنگی با دمشق باشیم.

ما نه با دمشق و نه با هیچ قدرت دیگری خواهان درگیری نبودیم؛ اما این تصور ایجاد شده بود که گویی می‌خواهیم سوریه را تجزیه کنیم و بیرون از دولت سوریه بمانیم. در متوقف‌شدن حملاتی که متوجه ما بود، مذاکراتی که آقای اوجالان پیش برد تأثیر مهمی داشت. پس از آن، توافق ۱۰ مارس با اراده خودمان امضا شد؛ اما پشتیبانی مهم آقای اوجالان هم در کار بود. نفوذ آقای اوجالان در امضای توافق‌ها، حل مسائل از راه گفت‌وگو و پیشبرد روندی مسالمت‌آمیز برای ادغام، انکارناپذیر است.

در آن دوره، از پیام‌ها و رویکردی که از آقای اوجالان به ما می‌رسید، می‌توانستیم بفهمیم که او از این روند پشتیبانی می‌کند. او جنگ نمی‌خواست، خواهان پیشبرد روند بود. از وقوع جنگی بزرگ در خاورمیانه نگران بود و نمی‌خواست کردها ابزار این جنگ بزرگ شوند؛ می‌خواست مسئله کرد در چارچوب سوریه‌ای دموکراتیک حل شود. دیدگاه و اندیشه آقای اوجالان همین بود.

جدای از این، گمانه‌زنی‌هایی که می‌شد — خبرهایی از قبیل حتماً باید سلاح بگذارید یا نگذارید — درست نبود. او بر این باور بود که خلع سلاح هم باید در چارچوب چشم‌اندازی برای حل مسئله، همراه با به‌رسمیت‌شناختن کردها و رسیدنشان به حقوقشان صورت گیرد.

«ترکیه، چه بخواهد چه نخواهد، طرف مسئله کرد است»

بانو گوون: گفتید از راه‌های مختلف از عبدالله اوجالان پیام دریافت کرده‌اید؛ شاید بازیگران دیگری هم واسطه گفت‌وگوی شما با او بوده‌اند. یعنی شما هم در چنین برهه تاریخی مهمی با او در ارتباط بوده‌اید. به‌نظر می‌رسد نمی‌خواهید وارد جزئیات این شیوه ارتباط شوید؛ اما پرسشی که همه دارند این است: آیا ایلهام احمد و مظلوم عبدی روزی به ترکیه خواهند آمد؟ آیا می‌توانند همین اظهارات را مستقیماً در آنکارا بیان کنند؟ حتی به ایمرالی بروند و با عبدالله اوجالان هم دیدار کنند؟ آیا این‌ها رخ خواهد داد؟ چه شرایطی باید فراهم شود تا این اتفاق بیفتد؟

ایلهام احمد: بی‌شک ما به انجام این دیدارها و گفت‌وگوها امیدواریم. حتی این موضوعات را با اداره دمشق هم مطرح و در میان گذاشته‌ایم. راستش را بخواهید، ما بر این باوریم که در مسئله صلح و راه‌حل، هر طرفی که بتواند کمک کند باید با او گفت‌وگو کرد. ترکیه طرفی مهم است و چه بخواهد چه نخواهد، طرف مسئله کرد است.

چه در ترکیه باشد و چه در روژاوا، ترکیه در مسئله کرد طرف مستقیم است. به همین دلیل، گفت‌وگو با ترکیه اهمیت دارد. اینکه مقام‌های ترکیه از ما میزبانی کنند، گفت‌وگوها انجام شود و دیدارها صورت گیرد، اهمیت دارد.

ما هم توان و اراده انجام این کار را داریم؛ می‌توانیم این گفت‌وگوها را انجام دهیم. به‌ویژه با مشارکت آقای اوجالان، در ترکیه گام‌های مهمی برای گسترش آگاهی نسبت به صلح، زندگی مشترک و امکان زیستن هر مردمی با هویت خودش برداشته شده است.

در این باره، اینکه راه‌حل در سوریه چگونه اجرا خواهد شد اهمیت دارد. بله، سوریه ویژگی‌های خاص خودش را دارد؛ جامعه سوریه جامعه‌ای متفاوت است.

ویژگی‌های نظام حاکم بر سوریه هم متفاوت است، اما اصول کلی حل مسئله کرد روشن است و همین اصول برای سوریه هم معتبرند.

بنابراین ما منتظر این گفت‌وگوها هستیم و به باز شدن درها و انجام دیدارها امیدواریم. فکر می‌کنیم بهتر است این مسائل هرچه زودتر و بدون کشیده‌شدن به درازا حل شوند؛ به‌جای هدردادن انرژی و زمان، هرچه زودتر دست‌به‌کار شدن بهتر است.

بانو گوون: یعنی اگر این‌ها رخ دهد، گام‌هایی برداشته شود، آن فهرست‌های معروف با نگاهی تازه بازبینی شوند، و هر مانعی که جلوی سفر شما را می‌گیرد برداشته شود... چون فهرست افراد نامطلوبی هست که با وضعیت کنونی هم‌خوانی ندارد، درست است؟ احتمالاً باید تغییر کند.

ایلهام احمد: برای نمونه نام من در آن فهرست هست، اما نمی‌دانم چرا. مگر من علیه ترکیه اسلحه به دست گرفته‌ام یا شلیک کرده‌ام؟ چنین چیزی نیست. من در سرزمین و کشور خودم سیاست کرده‌ام؛ برای حقوق مردمم مبارزه کرده‌ام.

همان‌طور که ترک‌ها می‌گویند «ما حق داریم»، عرب‌ها می‌گویند «ما حق داریم» و «هویت داریم»، ما کردها هم حق و هویت داریم. من از این حقوق دفاع کرده‌ام و به همین دلیل قرارگرفتن در فهرست تروریستی بی‌عدالتی بزرگی است. ما هیچ اقدامی علیه ترکیه انجام نداده‌ایم؛ فقط زمانی که به ما حمله شد، به آن اعتراض کردیم. نام ما باید حتماً از آن فهرست حذف شود؛ فهرست باید پاک‌سازی و گفت‌وگوها انجام شود.

بانو گوون: شاید دو پرسش دیگر بماند. یکی اینکه سوریه بی‌شک کشوری با ویژگی‌های خاص خودش است، اما اینجا برای کردهای سوریه، حقوقی از جمله حق شهروندی وجود دارد که از قبل باید محقق می‌شد. علاوه بر آن، درباره حقوق دیگری هم که می‌خواهید رسمی شود صحبت کردیم؛ خواسته‌های شما درباره زبان، اداره و... شرایط اینجا با ترکیه متفاوت است و درباره این مسائل هنوز در ترکیه صحبت نمی‌شود، روندی دیگر در جریان است. اما آیا ترکیه از منظر حقوق اجتماعی، گوشه چشمی به آنچه اینجا می‌گذرد دارد؟ چون این حقوقی که به‌دست می‌آید احتمالاً برای کردهای ترکیه هم الگو خواهد شد.

ایلهام احمد: این‌طور به‌نظر می‌رسد که گفت‌وگوها، توافق‌ها و گام‌هایی که ما در سوریه برمی‌داریم، از نزدیک از سوی ترکیه دنبال و تحلیل می‌شود؛ و می‌توانم بگویم این گام‌ها در واقع تأثیرگذار هم هستند.

«روشن است که خاورمیانه مدتی است در حال بازطراحی است»

بانو گوون: در سطح منطقه‌ای صحبت از یک ائتلاف مکه است. از سوی دیگر گویی حضور اسرائیل در سوریه از سوی دمشق پذیرفته شده و موضوع جایگاه آن هم پذیرفته می‌شود؛ اما اسرائیل با هدف‌قراردادن پایگاهی در سوریه، استدلال‌هایی هم علیه ترکیه مطرح می‌کند... اگر بخواهیم همه این‌ها را در کنار تحولات دیگر منطقه‌ای — وضعیت ایران، حمله اسرائیل به ایران، تنش بی‌پایان آمریکا با ایران — بگذاریم، از منظر منطقه‌ای چه ارزیابی‌ای دارید؟

ایلهام احمد: روشن است که خاورمیانه مدتی است در حال بازطراحی است؛ چه دولت‌های منطقه در میان خود بلوکی تشکیل دهند، چه قدرت‌های بین‌المللی به‌سرکردگی آمریکا، این واقعیتی است که تلاش می‌شود منطقه بازطراحی شود. اینکه خاورمیانه در آینده چه شکلی خواهد داشت و چگونه اداره خواهد شد، هنوز روشن نیست.

به همین دلیل هر طرف برای تأمین امنیت خودش و در اختیار داشتن ابتکار عمل بیشتر، در منطقه دخالت می‌کند. کردها هم عامل مهمی در این معادله‌اند؛ در چهار کشور جداگانه زندگی می‌کنند و در منطقه‌ای بسیار استراتژیک ساکن‌اند. جامعه کرد پتانسیل بسیار قدرتمندی دارد؛ در حوزه دموکراسی، نوسازی و مدیریت پتانسیلی نیرومند دارد.

بنابراین این تصور وجود دارد که هر که با کردها متحد شود، در این بازطراحی موفق‌تر خواهد بود. جامعه کرد چنین قدرتی دارد؛ اما بی‌شک نمی‌دانیم در آینده چه رخ خواهد داد.

بانو گوون: به‌نظر شما نتانیاهو می‌تواند شریک، طرف گفت‌وگو یا مخاطبی قابل‌اعتماد باشد؟

ایلهام احمد: نمی‌دانیم، اما این‌ها انتظار ماست. ما در سوریه خواهان جنگ‌هایی که به آشوب‌های تازه بینجامد نیستیم؛ باور داریم که در حل مسائل، روش‌های مسالمت‌آمیز درست‌ترین راه‌اند. گفت‌وگو و روابط با اسرائیل هم در اختیار دولت سوریه است؛ دولت سوریه می‌گوید این مسائل را در چارچوب قانونی حل‌وفصل کنیم.

بانو گوون: از سخنانتان این‌طور برمی‌آید که اگر روند همان‌طور که امیدوارید پیش برود، شما خواهان آن هستید که آینده با روابطی دوستانه و به‌گونه‌ای که ترکیه هم در آن باشد — نمی‌دانم اسمش را ائتلاف بگذارم یا نه — تعیین شود. این را از حرف‌هایتان می‌فهمم. از سوی دیگر اسرائیل هم هست؛ رابطه اسرائیل و کردها موضوعی است که برخی مقام‌های ترکیه زیاد درباره‌اش صحبت می‌کنند و اسرائیل هم بی‌شک اهدافی در منطقه دارد. اما اگر بپرسند کردها به کدام طرف نزدیک‌ترند، شما چه پاسخی می‌دهید؟

ایلهام احمد: ما نمی‌خواهیم کردها دشمن هیچ طرفی باشند. ما همیشه به‌دنبال راه‌های مسالمت‌آمیز بوده‌ایم و کوشیده‌ایم مسائل را حل کنیم. ترکیه هم‌مرز و همسایه ماست؛ با جامعه کرد ترکیه هم روابط اجتماعی نزدیکی داریم.

به‌طور طبیعی ما نمی‌خواهیم با ترکیه درگیر باشیم؛ اگر بتوانیم مسائلمان را با ترکیه حل کنیم و روابط خوبی داشته باشیم، این به سود هر دو طرف خواهد بود. از سوی دیگر، ما درون سوریه‌ایم و بخشی از دولت سوریه‌ایم؛ آنچه در سوریه می‌گذرد ما را هم دربرمی‌گیرد. یکی از همسایگان مهم سوریه هم اسرائیل است؛ در حل مسائل با اسرائیل هم همیشه گفت‌وگو و روش مسالمت‌آمیز را ترجیح داده‌ایم و اکنون هم همین را ترجیح می‌دهیم.

«با وزارت امور خارجه ترکیه کانال ارتباطی نداریم»

بانو گوون: آیا کانال گفت‌وگویی با هاکان فیدان دارید؟ کانال پیام‌رسانی با وزارت امور خارجه ترکیه دارید؟ بی‌شک در چنین روندها و تحولات منطقه‌ای، سازمان اطلاعات ملی ترکیه (MİT) هم در ترکیه بخشی از این روند است. آیا از این طریق صحبت از بازگشت برخی رزمندگان YPG و YPJ به ترکیه هم هست؟ اگر اطلاعی دارید بفرمایید. از طریق چه کسی گفت‌وگو می‌کنید یا با کدام مقام از ترکیه؟ در چه سطحی با مقام‌ها گفت‌وگو می‌کنید؟

ایلهام احمد: با وزارت امور خارجه کانال ارتباطی نداریم و بی‌شک خواهان آن هستیم. طبعاً به‌جای آنکه از دور پیام‌های تند به هم بدهیم، بهتر است گفت‌وگوهای نزدیک برقرار باشد. با نهادهای امنیتی از گذشته کانال‌های ارتباطی داریم و درباره مسائل مربوط به سوریه هم رد و بدل پیام صورت می‌گیرد.

بانو گوون: در سطح بالا؟

ایلهام احمد: بله، سطح آن بالا محسوب می‌شود. گفت‌وگوها و ارتباط ما بر همین اساس ادامه دارد. امیدواریم در آینده کانال ارتباطی با وزارت امور خارجه هم باز شود، گفت‌وگو داشته باشیم و آن‌ها هم ما را از نزدیک دنبال کنند.

بانو گوون: من این را می‌دانم که افرادی با تابعیت ترکیه به اینجا آمده و در مبارزه با داعش شرکت کرده‌اند. اکنون بحث بازگشت آن‌ها به ترکیه، در پیوند با روند جاری در ترکیه، مطرح است. چون آن‌ها تبعه سوریه هم نیستند؛ پس با انجام ادغام، آن‌ها هم باید سلاح را اینجا بر زمین بگذارند و به جای دیگری بروند. چند نفرند؟ کی خواهند رفت؟ چه رویه‌ای برای آن‌ها در نظر گرفته شده؟

ایلهام احمد: وضعیت آن‌ها هم به روند کلی ماجرا مربوط است؛ آن‌ها هم در چارچوب روندی که با پ‌ک‌ک در جریان است جای می‌گیرند. نمی‌توانم عدد دقیقی بدهم، اما می‌توانم بگویم شمارشان زیاد نیست. وقتی بازگشت‌ها در چارچوب این روند آغاز شود، ما هم تنظیمات لازم را انجام خواهیم داد.

بانو گوون: بسیار سپاسگزاریم از پاسخ‌هایتان. شاید گفت‌وگوی بعدی را در دمشق انجام دهیم؛ پس از صدور تصمیم‌ها، بیشتر آنجا خواهید بود؟

ایلهام احمد: بله، همین‌طور خواهد بود.

بانو گوون: بسیار خب، پس قرارمان دیدار بعدی در دمشق. بسیار سپاسگزارم.

منبع: سربستیت

هم‌رسانی

دیدگاه‌ها

دیدگاه بنویسید

بیشتر بخوانید