باقرخان تقویم کلیدی روند صلح را اعلام کرد: پایان سپتامبر یا اکتبر
تونجر باقرخان، همرئیس حزب برابری و دموکراسی خلقها (DEM)، گفت انتظار دارند مراحل رسمی بازگشت اعضای حزب کارگران کردستان (PKK) به ترکیه تا پایان سپتامبر یا در ماه اکتبر تکمیل شود

Rastinewsتونجر باقرخان، همرئیس حزب برابری و دموکراسی خلقها (DEM)، گفت که انتظار دارند مراحل رسمی بازگشت اعضای حزب کارگران کردستان (PKK) به ترکیه تا پایان سپتامبر یا در ماه اکتبر تکمیل شود. باقرخان با اشاره به لزوم تشکیل هرچه سریعتر «شورای صلح و سیاسیسازی» که عبدالله اوجالان نقش فعالی در آن ایفا خواهد کرد، گفت: «از لحظه تشکیل این شورا میتوانیم بگوییم که بازگشتها، هم از کوهها و هم از اروپا، آغاز خواهد شد».
تونجر باقرخان، همرئیس حزب DEM، در گفتوگو با روداو درباره موضوعات متعددی اظهارنظر کرد؛ از گامهای حقوقی لازم در روند جاری ترکیه و تقویم بازگشت اعضای پکک و نقش اوجالان گرفته تا تأثیر جنگ ایران بر منطقه، اتحاد میان روژاوا و کردها، نقش اقلیم کردستان و روند برگزاری کنگره حزب DEM.
باقرخان که به پرسشهای شوکت هرکی، نماینده روداو در آنکارا، پاسخ میداد، درباره تقویم تعیینشده برای بازگشت اعضای پکک به ترکیه گفت که انتظار دارند مراحل رسمی تا پایان سپتامبر یا در ماه اکتبر تکمیل شود.
باقرخان با تأکید بر اینکه برای پیشرفت سالم روند، حضور فعال اوجالان ضروری است، خواستار تشکیل هرچه سریعتر «شورای صلح و سیاسیسازی» شد.
«همگانیکردن صلح فقط کار ما نیست»
باقرخان گفت برای پیشرفت روند، بیش از قوانین جدید، اجرای برخی رویههای موجود ضروری است.
باقرخان با اشاره به اینکه امکان بازگرداندن سرپرستان دولتی (قیوم) به سمتهای خود وجود دارد و لحن رسانهها باید تغییر کند و احکام دیوان اروپایی حقوق بشر باید اجرا شود، گفت: «همگانیکردن صلح فقط کار ما نیست؛ دست ما به همهجا نمیرسد. دولت هم باید متقاعد کند، برود و صحبت کند».
«هم خواست آزادی کرد، هم نگرانی امنیتی ترک اهمیت دارد»
باقرخان با تأکید بر اینکه باید نگرانیهای بخشهای مختلف جامعه در این روند در نظر گرفته شود، گفت که خواست آزادی کردها و نگرانیهای امنیتی جامعه ترک باید همزمان بررسی شوند.
باقرخان گفت: «هم خواست آزادی کرد و هم نگرانی امنیتی ترک، از موضوعات مهم این روند هستند. بدون جدیگرفتن هر دو، این کار پیش نمیرود».
نقش اقلیم کردستان
باکرهان گفت دولت اقلیم کردستان باید در روند بازگشت اعضای حزب کارگران کردستان نقش مهمی ایفا کند.
باکرهان گفت ابعاد حقوقی، اداری، لجستیکی و انسانی این روند به اربیل، سلیمانیه و آنکارا مربوط است.
«حقوق کردها در سوریه باید از سوی ترکیه هم حمایت شود»
باکرهان با اشاره به تحولات روژاوا و سوریه گفت که باید از گفتوگوی میان دولت سوریه و کردها حمایت شود.
باکرهان گفت: «هم دمشق و هم کردها از مذاکره و گفتوگو سود خواهند برد.»
چهار محور اوجالان برای اقلیم کردستان و ایران
باکرهان گفت اوجالان در دیدار با هیئت DEM دیدگاههای خود درباره اقلیم کردستان را در چهار محور بیان کرده است.
بر این اساس، پیامهای اوجالان چنین برشمرده شد: پایان دادن به ساختار پراکنده میان اربیل و سلیمانیه، مشارکت همه نیروهای سیاسی اقلیم کردستان در دولت منطقهای که تشکیل خواهد شد، توقف حملات و اعدامهای ایران علیه اقلیم کردستان، و به رسمیت شناختن حقوق کردها از سوی ایران.
کنگره حزب DEM ۶ سپتامبر
باکرهان درباره کنگره حزب DEM که قرار است در ۶ سپتامبر برگزار شود نیز صحبت کرد و گفت این کنگره از نظر شکلگیری کادر و ساختار متناسب با دوره جدید اهمیت دارد.
باکرهان با بیان اینکه با اجرای قانون چارچوب، صلاحالدین دمیرتاش، فیگن یوکسکداغ و بسیاری از سیاستمداران دیگر بار دیگر وارد زندگی سیاسی خواهند شد، گفت افرادی که از تبعید بازمیگردند و افرادی از عرصههای مختلف مبارزه نیز به این روند خواهند پیوست.
متن کامل گفتوگوی اختصاصی تونجر باکرهان، رئیس مشترک حزب DEM، با شوکت هرکی، نماینده روداو در آنکارا، به شرح زیر است:
روداو: در ترکیه برای اجرای قانونی که برای روند حل مسئله کرد تهیه شده چه برنامه زمانیای در نظر گرفته شده است؟ یکی از موضوعاتی که افکار عمومی بیشترین کنجکاوی را درباره آن دارد، بازگشت اعضای حزب کارگران کردستان (PKK) است؛ اگر روند به همین شکل پیش برود، نخستین بازگشتهای احتمالی چه زمانی آغاز میشود؟
تونجر باکیرهان: روند اکنون در چارچوبی رسمی پیش میرود. این تصمیم در روزنامه رسمی منتشر شد و هیئتی که در قانون پیشبینی شده بود، به ریاست معاون رئیسجمهور تشکیل شد. حالا یک مرحله مهم دیگر باقی مانده: تصمیم «تأیید و تشخیص» شورای امنیت ملی. این تصمیم از لحظه انتشار در روزنامه رسمی، قانون را بهطور کامل لازمالاجرا خواهد کرد.
در حال حاضر دادن تاریخی قطعی برای بازگشتها درست نخواهد بود. صحبت از برنامه زمانی روندی اینقدر حساس با تعیین روز، کار دشواری است. اما همه نشانهها به ما میگویند که این مراحل رسمی در پایان سپتامبر یا در ماه اکتبر تکمیل خواهد شد و قانون اجرایی خواهد شد. پاسخ پرسشی که همه در پی آن هستند، یعنی «نخستین بازگشتها چه زمانی آغاز میشود»، نیز به همین برنامه زمانی بستگی دارد.
در اینجا میخواهم بهویژه بر یک نکته تأکید کنم. برای اینکه این روند بهدرستی پیش برود و ورودها امن و منظم باشد، حضور فعال آقای عبدالله اوجالان ضروری است. این را تنها ما نمیگوییم. مدیران حزب کارگران کردستان منحلشده نیز همین واقعیت را مکرر تکرار میکنند: آنان میگویند بدون حضور اوجالان نمیتوانند به هیچیک از رفقای خود بگویند «سلاح را زمین بگذار و بازگرد». هر کسی که پیوند میان PKK و اوجالان را میشناسد، میداند که این حرف تعارف نیست.
مشکل این است: آقای اوجالان امروز در شرایطی بسیار محدود تلاش میکند این نقش را ایفا کند. پیشنهاد ما در این زمینه روشن است: هیئت صلح و سیاسیسازی که آقای اوجالان بتواند در آن نقش داشته باشد، باید هرچه زودتر تشکیل شود. راه حضور واقعی آقای اوجالان همین است. میتوانیم با اطمینان بگوییم که از لحظه تشکیل این هیئت، بازگشتها هم از کوهستان و هم از اروپا آغاز خواهد شد.

روداو: برای اینکه روند تنها به اظهارات سیاسی محدود نماند و نتایج ملموسی به بار آورد، چه گامهایی باید برداشته شود؟ آیا گامهایی را که حاکمیت تاکنون برداشته کافی میدانید؟ آیا میتوانیم بگوییم که بهویژه برای اعضای حزب کارگران کردستان که قرار است بازگردند، زمینه حقوقی کافی فراهم شده است؟ آیا به قوانین جدید نیاز هست؟
تونجر باکرخان: نخست باید گفت که اظهارات تا حدی قابل درک هستند. اما این را هم میدانیم: اظهارات مانند نان هستند. تا تازهاند بهکار میآیند، اگر معطل بمانند، بافتشان از هم میپاشد و کسی آنها را نمیخورد. فکر میکنم مرحله اظهارات را تا حدی پشت سر گذاشتهایم. قانونی که در مجلس با اکثریت آرا تصویب شد از این نظر بسیار مهم است. اکنون آن را برای گذار از نیت به عمل ارزشمند میدانم.
بیشتر گامهای عملی که باید برداشته شود به حوزههای سیاسی، حقوقی، اجتماعی و روانی مربوط میشود و برای بخش مهمی از آنها حتی نیازی به نوشتن یک ویرگول هم نیست. برای نمونه میتوان قیمها را برکنار کرد. زبان رسانهها میتواند تغییر کند. احکام دادگاه اروپایی حقوق بشر میتواند اجرا شود؛ حکمی که روی قفسه مانده باشد، حکم نیست، بلکه بیعدالتیای است که به تعویق افتاده و نام صدها تن از دوستان ما در همان قفسههاست. باز هم اجتماعیکردن صلح فقط کار ما نمیتواند باشد؛ دست ما به همهجا نمیرسد و دولت هم باید متقاعد کند، برود و صحبت کند. اگر اینها انجام شود، مطمئن باشید روند شتاب بیشتری خواهد گرفت.
برای کسانی که قرار است بازگردند، وضعیت حقوقی مشخصی تعیین شده و دولت هم آمادگیهای خود را دارد؛ آمادگی ما بیشتر در زمینه سیاسی-اجتماعی است. اما حقوقی که فقط روی کاغذ باشد، شبیه یادگرفتن شنا از روی کتاب است. آیا میتوان بدون وارد شدن به آب، شنا کردن را یاد گرفت؟ اینکه پلی توان تحمل بار را دارد یا نه، از روی نقشهاش مشخص نمیشود، بلکه وقتی نخستین کاروان از روی آن عبور کند معلوم میشود. وقتی مرحله اجرا آغاز شود، بیشتر ابهامهای امروز خودبهخود برطرف خواهد شد؛ باقیماندهها هم پشت میز مذاکره مطرح خواهد شد. منظورم این است که وقتی مردم شروع به بازگشت کنند، بهتر خواهیم دید کدام حکم اجرا میشود و کجا اختلال وجود دارد. در صورت لزوم برخی مواد تغییر خواهد کرد و برخی خلأها با تنظیمات جدید پر خواهد شد.
باز هم در چارچوب پرسش شما، طبیعی است که در هر صورت به تنظیمات جدید نیاز خواهد بود. با پیشرفت روند، نیازها خود را نشان میدهند و بهمرور برطرف میشوند. اصل، پیشرفتن است؛ منظورم پیشرفتن با حسننیت و با این آگاهی است که این روند واقعاً به سود کشور است. بقیه چیزها خودبهخود فراهم میشود.
رووداو: رویکرد حزب جدید و بهویژه CHP را در مذاکرات قانون چارچوب چگونه ارزیابی میکنید؟ به نظر شما آیا اپوزیسیون بهاندازه کافی این روند را از آنِ خود کرده است؟
تونجر باکرخان: بخش بزرگی از اپوزیسیون از این روند و قانون حمایت میکند. این امر زمینه مهمی برای الزاماتی چون تصویب قانون با اجماع گسترده و نهادینهشدن صلح در جامعه فراهم میکند. امضای CHP پای طرح قانون و رأی مثبت گسترده آن در مجمع عمومی ارزشمند است. حمایت حزب جدید از طرح قانون در سطح رهبری حزب، حمایتی مهم و قابل تأکید است. اما هم شمار آرای منفی نمایندگان حزب جدید و هم شیوه توجیه رأی منفی آنها، نوعی بیسیاستی را نشان داد. رأی منفی دادن با بهانه قرار دادن شهر خود، هم در حق آن شهر و هم در حق کشور ظلم است. در ترکیه هیچ شهر و حتی هیچ خیابانی پیدا نمیشود که با صلح و با این جمله که «مردم نمیرند» مخالف باشد. با این حال، موضع حزب جدید در سطح مرکزی و رأی مثبت آن به قانون برای آینده امیدوارکننده است. اما تا زمانی که خط مشی مورد دفاع اوزگور اوزل به عقلانیتی نهادی و سیاسی نرسد، نوسان ادامه خواهد داشت. به نظر من، تقسیمشدن دقیق یک حزب اپوزیسیون به دو نیم در حل مسئله اصلی ترکیه، پیش از هر چیز به ادعای آن حزب برای اداره کشور نیز آسیب زده است.

روداو: با نگاهی به یک سال پیشِ رو، به نظر شما مهمترین آستانه برای موفقیت این روند چیست؟ برای اینکه این روند به شکست نینجامد، مسئولیتهای اصلی دولت، اپوزیسیون و حزب دم (DEM) چیست؟
تونجر باکرخان: حساسترین آستانه این روند، مدیریت درست روان جمعی جامعه است. در ترکیه این مسئله بیش از چهل سال تاریخ تلخی دارد؛ تاریخی که در هر دو سوی کشور ردپای عمیقی بر جا گذاشته است. امروز هم خانوادههای سربازانی هستند که فرزندشان را از دست دادهاند، هم خانوادههایی که فرزندشان را در کوه از دست دادهاند یا در انتظار فرزندشان در کوه، زندان یا تبعیدند.
در این کشور هیچکس این تجمل را ندارد که نگرانی دیگری را دستکم بگیرد. هم خواست آزادی کُردها و هم نگرانی امنیتی ترکها از موضوعات مهم این روندند. بدون جدی گرفتن هر دو، این کار پیش نمیرود. این تنها وظیفه سیاستمداران نیست. از زبانی که رسانهها به کار میبرند تا کلماتی که ستوننویسان انتخاب میکنند، از لحن مباحثات در شبکههای اجتماعی تا مناظرات در مجلس، از حوزهای گسترده از مسئولیت صحبت میکنم. این مسئولیت بر عهده همه ماست.
فراتر از این، در یک سال پیش رو باید سه کار انجام دهیم. برداشتن گامهایی که قانون ایجاب میکند، بهموقع و بدون کموکاست. فعال کردن واقعی کانالهای گفتوگو و مذاکره میان طرفهای مذاکره. و از همه مهمتر، تنظیم شرایط کار و ارتباطی که در آن عبدالله اوجالان شخصاً حضور داشته باشد. این را در پاسخ به سؤال قبلی بهتفصیل توضیح دادم.
این روند مراحل خاص خود را دارد. لازم است همه با صبر و مسئولیتی متناسب با این مراحل و واقعیت به آن نزدیک شوند.
رووداو: این مسئولیتها چیستند؟
تونجر باکیرهان: میتوانم مسئولیتها را بهطور خلاصهاینگونه تعریف کنم: وظیفهی قدرت حاکم، ایجادفضای سیاسیای است که صلح را پایدارکند و گامهای لازم را بهموقعبردارد. وظیفهی مخالفان هم این استکه از دیدن صلح و دموکراسی بهعنوانپیششرط یکدیگر دست بردارند؛ این دو باید نه بهعنوان دو موضوع منتظر یکدیگر، بلکه بهعنوان دو محور اصلی که یکدیگر را تقویت میکنند، دیده شوند.
اما آنچه واقعاً باید دربارهاش صحبت کنم، مسئولیتی است که بر عهدهی حزب DEM است. ما هم دیگر باید نه با زبان فعالیتی، بلکه با عقلانیتی سازنده عمل کنیم. باید از موضع طرفی که چیزی میخواهد و منتظر میماند بیرون بیاییم و به کنشگری تبدیل شویم که خواستههای دموکراتیک لازم برای حل مسئلهی کرد را سازماندهی میکند و از آنها حمایت میکند.
میخواهم در اینجا بهطور خاص بر یک نکته تأکید کنم. هدف ما موضعی نیست که فقط بگوید «این را میخواهیم، آن را میخواهیم» و خود را از جایگاه کنشگری کنار بگذارد. هرچه خواستههای دموکراتیک سازماندهی شوند، معادل حقوقی آن خواستهها هم بهشکلی ظاهر خواهد شد. مسائلی مانند دموکراتیکشدن مدیریتهای محلی، حق آموزش به زبان مادری و حق تشکل، از آسمان نازل نمیشوند؛ اینها موضوع مبارزه و ساختن هستند. در این زمینه، وظیفهی سنگینی بر عهدهی ماست.
رووداو: نقش اقلیم کردستان در این روند بارها مورد تأکید قرار گرفته است. انتظارات از اقلیم کردستان در مراحل بعدی چیست؟ مدتی نیز این سناریو در افکار عمومی مطرح شده بود که اعضای حزب کارگران کردستان (PKK) که سلاح بر زمین گذاشتهاند، در این منطقه اسکان خواهند یافت. ارزیابی شما در اینباره چیست؟
تونجر باکرخان: نقش اقلیم کردستان فرعی نیست، بلکه بسیار مهم است. ما بارها این را تأکید میکنیم. چرا که اقلیم کردستان هم از نظر موقعیت جغرافیایی، روابط تاریخی، کانالهای سیاسی و امکانات میدانی در چنین جایگاهی قرار دارد.
این را میتوانم بگویم: برای اینکه در جریان بازگشت، مکانیزمها فعال شوند، توافقی وجود دارد که اقلیم کردستان هم در این روند مشارکت داشته باشد و هم نقش تسهیلکننده ایفا کند. این موضوع ابعاد حقوقی، اداری، لجستیکی و انسانی خواهد داشت. همه این ابعاد همزمان به اربیل، سلیمانیه و آنکارا مربوط میشود.
اما اگر به سناریوها برسیم: افکار عمومی خلأ را دوست ندارد، اگر خلأیی باشد آن را با روایت پر میکند. روایتهایی از این دست که «فلانجا مستقر میشوند، به فلانجا فرستاده میشوند» را ما هم میخوانیم. درست همینجا میخواهم با توجه به تجربههای جنگ و صلح یادآوری کنم: جزئیات فنی هستند، مکانیزمها مشخصاند، اما سیاست باید فراتر از سر و صدا حرکت کند. به همین دلیل من ترجیح میدهم منتظر اجرا بمانم. با شروع اجرا، بسیاری از موضوعاتی که امروز مبهم به نظر میرسند، ملموس خواهند شد.
رووداو: آینده روژاوا و مذاکرات با حکومت دمشق یکی از مهمترین موضوعات مطرح در میان کردهاست. به نظر شما در ساختار جدید سوریه، کردها باید چه جایگاهی داشته باشند؟ آیا به عنوان بازتابی از روند جاری در ترکیه، انتظار تغییری در سیاست ترکیه نسبت به روژاوا دارید؟
تونجر باکرخان: آینده سوریه را میتوان با یک نظام دموکراتیک تضمین کرد. ساختهشدن سوریهای دموکراتیک در گرو بهرسمیتشناختن و تضمین حقوق همه مردم و همه ادیان سوریه، بهویژه کردها، است. این به معنای حلشدن کردها نیست؛ بلکه به معنای تقویت جایگاه سیاسی آنهاست. اجازه دهید خیلی روشن بگوییم: حقوقی که مردم کرد به دست میآورند چیزی از حقوق دیگر مردمان کم نمیکند. برعکس، افزایش حقوق دستاورد همه است. کشورهای منطقه باید این واقعیت را همینگونه بخوانند. اینکه کردها در سوریه در چه ساختاری و به چه شکلی جای بگیرند را کردهای ساکن آنجا و پویاییهای موجود تعیین میکنند. ما در سطح اصولی موظف نیستیم درباره اینکه مردم کرد یا هر ملت دیگری چگونه باید زندگی کنند موضع تعیین کنیم. اما باید بر این نکته تأکید کنیم: کسب حقوق کردها در سوریه باید از سوی ترکیه نیز حمایت شود.

رۆداو: جنگ ایران و تحولات جاری در منطقه، موازنههای خاورمیانه را از نو شکل میدهد. بزرگترین خطراتی که این جنگ و احتمال گسترش منطقهای آن میتواند برای کردها ایجاد کند چیست؟ برای اینکه کردها بار دیگر در میان درگیریهای منطقهای گرفتار نشوند، باید چه سیاستی در پیش گرفته شود؟
تونجر باکرخان: جنگ در ایران و تحولات منطقه، در واقع موازنههای خاورمیانه را از بنیاد تغییر میدهد. اگر بپرسید در صورتی که این جنگ به یک درگیری منطقهای تبدیل شود، بیشترین آسیب به چه کسی میرسد، پاسخم روشن است: در وهله اول ایران، عراق و سوریه، تقریباً همه مناطقی که کردها در آنها زندگی میکنند در معرض خطر قرار میگیرند. این را از همان روزهای نخست جنگ دیدیم. رژیم ایران و نیروهای وابسته به آن، گاهی مستقیماً و گاهی از طریق گروههای طرفدار ایران در عراق، خاک اقلیم کردستان را هدف قرار دادند. با وجود همه اینها، کردها همچنان با اصرار میگویند که بخشی از یک جنگ منطقهای نخواهند شد و ابزار هیچ قدرتی نخواهند بود.
حالا اگر حملات هر روز خدا ادامه پیدا کند، کردها چه خواهند کرد؟ مسلماً مثل گوسفند قربانی، ساکت نخواهند نشست. این را صریح بگویم: کردها هم مانند هر کسی که مورد حمله قرار میگیرد، حق دفاع از خود را دارند و هیچ جریان کردی در این باره تردید نمیکند. اما کردها تا امروز بازیچه قدرتهای دیگر نشدهاند، گفتوگو و مذاکره را اساس کار خود قرار دادهاند و همین رویه را ادامه میدهند. به نظر من ایران باید سوریه را الگو قرار دهد. با همه کاستیهایش، دولتی در دمشق وجود دارد که گفتوگو با کردها را انتخاب کرده است. کردها در سوریه تلاش میکنند مسائل خود را با دولت مرکزی از طریق گفتوگو حل کنند. آیا دمشقی که در جنگ با کردهاست باثباتتر است یا دمشقی که تلاش میکند مشکلاتش را از راه مذاکره حل کند؟ پاسخ روشن است. هم دمشق و هم کردها از مذاکره و گفتوگو سود میبرند.
در عراق نیز هرچند گاهی تنشهایی رخ میدهد، اما میان بغداد و اربیل بهرسمیتشناسی متقابل و گفتوگو برقرار است. درست همین است.
ایران هم همچنان تلاش میکند کردها را با فشار، اعدام و زور خاموش و تصفیه کند. باید هرچه زودتر از این رویه دست کشید. ایران باید حقوق دموکراتیک ملتهای مختلف، بهویژه کردهای ساکن در سرزمین خود، و همچنین باورهای گوناگون را به رسمیت بشناسد. بهترین راه همین است. اگر به اعدامها و حملات ادامه دهد، خودش دچار شکاف بزرگی خواهد شد. کردها نیز از دفاع از خود کوتاهی نخواهند کرد. این انتخاب خود کردها نیست، بلکه نتیجهای اجباری است که بر آنان تحمیل شده است. آنچه منطقه به آن نیاز دارد جنگی تازه نیست، بلکه زمینهای برای صلح پایدار و گفتوگو است.
رووداو: از منظر روابط میان کردها و بحثهای وحدت ملی، شکافهای کنونی میان جنبشهای سیاسی کرد و ساختارهای سیاسی گوناگون را چگونه ارزیابی میکنید؟ به نظر شما برای نزدیکتر شدن کردها حول یک چشمانداز ملی مشترک، چه گامهایی باید برداشته شود؟
تونجر باکیرهان: بحث وحدت ملی میان کردها هرگز پایان نیافته است؛ اما بیشتر اوقات بهعنوان یک بند در دستور کار مطرح شده، نه بهعنوان آگاهی تاریخی. بحث وحدت ملی میان کردها موضوع تازهای نیست؛ جستوجویی است که سالهاست گاهی قوت گرفته و گاهی عقب نشسته است. با این حال، وحدت ملی در سطح ذهنیت، در سطح سیاست و در سطح تاریخی معانی جداگانهای دارد. صریح بگویم، بر این باور نیستم که اهمیت آن بهطور کامل درک شده باشد.
اتحاد ملی صرفاً یک احساس نیست. کافی نیست که برادرانی که در یک خانه زندگی میکنند یکدیگر را دوست داشته باشند؛ اگر مشخص نشده باشد چه کسی در را باز میکند، چه کسی صورتحساب را پرداخت میکند و وقتی مهمان میآید چه کسی چه میگوید، آن خانه بههمریخته است. دیر شکلگرفتن زبان مشترک در میان کردها یکی از تراژدیهای اصلی تاریخ ماست. هر بار همه حق بهجانب بودهاند، اما هیچکس برنده نشده است. سیاست کردی نیز دیگر نباید فقط به مسائل امروز، بلکه باید به این نگاه کند که پنجاه سال آینده چگونه ساخته خواهد شد.
از همینجا میخواهم بهروشنی فراخوان بدهم. یکی از نخستین گامهای اتحاد ملیای که مردم کرد مشتاقانه در انتظار آن هستند، این است که حزب دموکرات کردستان (KDP) و اتحادیه میهنی کردستان (YNK) ارادهای قوی برای همکاری از خود نشان دهند. چرا دو نیروی بزرگ سیاسی که سالها تجربه، نهاد و پشتوانه اجتماعی دارند، نتوانند در مسائل مشترک یک خط سیاسی قویتر بسازند؟ چرا نتوانند از آینده مشترک با هم دفاع کنند؟ آیا اختلاف میان آنها از آینده یک ملت بزرگتر است؟ آیا وقت آن نرسیده که سیاستی تازه ساخته شود؟ آیا در این جغرافیا زمینه سیاسی قویتری شکل نمیگیرد؟ دلیل آسانبودن حملات علیه کردها امروز، پراکندگی میان خود کردهاست.
این یک فراخوان آشکار است. بفرمایید، پیشتازی کنید، نخستین گام را بردارید. با این گام باعزت، برای کردها روزی مثل عید بسازید. تنشهایی که هر از گاهی میان اربیل و سلیمانیه بروز میکند و حالت جدایی میان آنها، دل ما را میآزارد.
چرا که چشمانداز ملی اکنون خود را تحمیل میکند. جهان در حال تغییر است، خاورمیانه دوباره طراحی میشود؛ در دورانی هستیم که نام کسانی که پشت میز ننشستهاند، در فهرست غذا قرار دارد. در چنین دورانی، محاسبات کوچک هزینههای بزرگی به دنبال دارند.
به اتحاد نیاز هست؛ اما بیشتر از آن، به اندیشیدن مشترک نیاز است. به عقل جمعی نیاز است و با انجام همه اینها میتوان بدون از بین بردن تفاوتها در کنار هم زندگی کرد. اتحاد ملی به این معنا نیست که همه یکسان فکر کنند، بلکه یعنی کسانی که متفاوت فکر میکنند بتوانند در مسائل مشترک با هم عمل کنند.
روداو: وقتی صحبت از اتحاد ملی میشود، برخی محافل احساس ناراحتی میکنند؟ این را چگونه تفسیر میکنید؟
تونجر باکرهان: میدانم ممکن است با شنیدن این حرفهایم، محافلی نگران شوند و با تردید بپرسند «منظورش چیست؟». میخواهم با کمال صداقت و صراحت بگویم: اتحادی که اینجا مد نظر ماست، اتحادی علیه کسی نیست.
ابتدا باید اتحاد ملی را تعریف کرد. منظور از اتحاد ملی میان کردها این نیست که همه کردها به یک حزب، یک سازمان یا یک خط ایدئولوژیک بپیوندند. برعکس؛ منظور این است که کردها با حفظ تفاوتهای خود، در مسائل بنیادین مانند موجودیت، زبان، حقوق، دستاوردها و آیندهشان موضعی مشترک اتخاذ کنند. این حق - یعنی حق عمل مشترک - که از هیچ ملتی در جهان دریغ نشده، از کردها نیز نباید دریغ شود. نباید نگران این موضوع بود.
موضع ما بهعنوان کردهای ساکن ترکیه روشن است و تغییری نکرده: نشانیای که مشکلمان را در آن حل خواهیم کرد آنکاراست و راهحل را همینجا، در همین سرزمین، جستوجو میکنیم. ما تکتک وجبهای خاک ترکیه را میهن خود میدانیم. تعاملی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی که با برادران آنسوی مرزها تقویت شود، به زیان هیچکس نیست، بلکه دستاوردی به سود همگان است. حتی امروز هم بیشترین سود را از دروازه مرزی هابور ترکیه میبرد؛ هزاران شهروند ترکیه از ترابزون تا دیاربکر (آمد) در خاک اقلیم کردستان مشغول کار و سرمایهگذاریاند. فردا نیز وقتی دروازه مرزی قامشلو-نصیبین باز شود، برنده باز هم همه ما با هم خواهیم بود: دمشق، آنکارا و قامشلو. اتحاد و آرامش میان خود کردها ثبات منطقه را تقویت میکند و ثبات منطقه نیز مستقیماً به امنیت و رفاه ترکیه خدمت میکند. یعنی مسئله این اتحاد نه تهدیدی، بلکه زمینهای به سود ترکیه نیز هست که همه در آن برنده خواهند بود.
رووداو: در همین راستا آیا عبدالله اوجالان ارزیابیای درباره حملات ایران داشته که به شما منعکس شده باشد؟ بهویژه آیا خطاب به اقلیم کردستان عراق که کانون این حملات بوده، پیشنهاد یا فراخوانی دارد؟
تونجر باکرخان: اوجالان در دیداری که با هیئت ایمرالی ما داشت، ارزیابیهای بسیار مهمی ارائه داد که پاسخ همین پرسش را نیز در بر میگرفت. میتوانم دیدگاههای آقای اوجالان را در چهار محور خلاصه کنم. میگوید:
نخست؛ باید به وضعیت پراکنده میان سلیمانیه و اربیل پایان داده شود. مشکلات باید بر پایه اصول دموکراتیک حل شوند و از دل آن یک دولت منطقهای مرکزی بیرون بیاید.
دوم؛ در این دولت منطقهای که تشکیل خواهد شد، همه نیروها و جریانهای موجود در اقلیم کردستان باید حق اظهارنظر و مشارکت سیاسی داشته باشند. زیرا هر نوع ایستادگی پراکنده، منطقه را بیشتر در معرض حملات قرار میدهد.
سوم اینکه؛ ایران باید حملات خود به خاک اقلیم کردستان، بهویژه سلیمانیه و اربیل، را فوراً متوقف کند و به اعدامها پایان دهد.
چهارم اینکه؛ ایران باید حقوق کردها را به رسمیت بشناسد و رویکردی دموکراتیک در پیش بگیرد. ترکیه نیز باید در این روند نقشی مثبت ایفا کند. اگر ایران در سیاست حمله به کردها تغییری ایجاد نکند و به اعدامها پایان ندهد، کردها چارهای جز دفاع از خود با روحیهی وحدت ملی نخواهند داشت. البته کردها باید این کار را بدون اینکه ابزار دست هیچ قدرت دیگری شوند، با ارادهی خود انجام دهند. در واقع، موضع سازمانهای کردی در برابر حملات ایران نیز تاکنون همین بوده است. ایران باید این واقعیت را درک کند و بر همان اساس عمل کند.
روداو: حزب DEM وارد روند کنگره میشود. از این کنگره چه نوع حزبی را هدفگذاری کردهاید؟ آیا باید انتظار تغییری مهم در خط سیاسی حزب، تشکیلات آن یا رویکردش به سیاست ترکیه داشته باشیم؟ ضمناً شما در یکی از اظهارات خود گفته بودید دمیرتاش هم در کنگره حضور خواهد داشت؛ آیا این صرفاً یک آرزوست یا برنامهریزی مشخصی در اینباره وجود دارد؟
تونجر باکیرهان: در ۶ سپتامبر کنگرهای برگزار خواهیم کرد. از ۷ سپتامبر نیز آمادهسازی برای کنگرهای بزرگ تحول را آغاز خواهیم کرد. در کوتاهترین زمان ممکن هم با برنامه، هم با زبان، هم با سیاست و هم با کادرمان نوسازی و تقویت خواهیم شد.
کنگره ۶ سپتامبر از این جهت اهمیت دارد: کنگرهای خواهد بود که کادری متناسب با دوره جدید و ساختاری نو پدید میآورد. این رهبری جدید، آمادگی برای یک ادعای قدرتمند را فراهم میکند. اما این را هم صریح بگویم: هدف اصلی ما این نیست که کنگره بعدی را صرفاً کنگره یک حزب سیاسی کنیم. میخواهیم آن را به کنگره جنبش جمهوری دموکراتیک تبدیل کنیم و این جنبش را به سراسر ترکیه گسترش دهیم.
رووداو: شما گفتید «کنگره جنبش جمهوری دموکراتیک». این چه تفاوتی با یک کنگره معمولی حزبی دارد؟
تونجر باکیرخان: اگر این روند را فقط با سکوت سلاحها و چند گام قانونی توضیح دهیم، ناقص خواهد بود. به نظر من این روند در ترکیه چیزهای زیادی را تغییر خواهد داد. فکر میکنم از زبان و دینامیک سیاست گرفته تا زندگی اجتماعی، در حوزهای گسترده تحولات جدی ایجاد خواهد کرد. کسی که این تحول را درست بخواند، پیش خواهد رفت و کسی که در مسائل روزمره گیر بماند، عقب خواهد ماند. مطمئنم وقتی این را میگویم، بسیاری بهحق برخی نمونههای منفی روز را مثال خواهند زد. من هرگز اینها را بیاهمیت نمیدانم. البته به اینها اعتراض خواهیم کرد، اما در اصل باید واقعیتِ در حال تغییرِ جهان، منطقه و ترکیه را هم درست بخوانیم.
اکنون وارد دورهای میشویم که در آن دیگر سلاح و درگیری وجود ندارد. از این پس وظیفه ما فقط مقاومت نیست، بلکه ساختن چیزی است. باید نظمی نو و ایدهای برای آیندهای نو ارائه دهیم. نمیتوانیم مثل گذشته ادامه دهیم؛ زبانی نو و راهی نو لازم است. از این پس هرکس چیزی بسازد و آیندهای واقعی به مردم نشان دهد، حرف در سیاست از آنِ او خواهد بود.
سالها گفتند «مسئله امنیتی است»، فضای دموکراتیک را تنگ کردند، سرکوب را موجه جلوه دادند و راهحل را همیشه به تعویق انداختند. اکنون این بهانه از میان میرود. تنها یک راه باقی میماند: سیاست دموکراتیک و اراده مردم برای راهحل. این هم فرصت بزرگی برای ما فراهم میکند و هم مسئولیت بزرگی بر دوش ما میگذارد. اکنون وارد دورهای میشویم که سخن، برنامه و توان ما برای حل مسئله محک میخورد. به کنگره نیز از همین زاویه نگاه میکنیم.
از سوی دیگر، با اجرای قانون چارچوب، دمیرتاش، یوکسکداغ و هزاران تن از دوستان ما، کسانی که از تبعید بازمیگردند و بسیاری از یاران ما از عرصههای مختلف مبارزه، وارد زندگی سیاسی خواهند شد. ما مسئولیت خود در برابر جامعه را شانه به شانه یکدیگر ادامه خواهیم داد.
